هدایت

معارف اسلامی

هدایت

معارف اسلامی

  • ۰
  • ۰


مباحث مدیریتی 27 به استنادآیات قرآنی

261.در بیان مطالب مهم، باید از کلماتی استفاده کرد که برای مخاطب قابل فهم باشد، تا هم احساس همبستگی و صمیمیت به وجود بیاید و هم مساله در ابهام نماند. (چنان که خداوند در بیان شب معراج، نزدیک شدن پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی خود را با اندازه‌های دنیایی بیان فرموده است.)

گذشت از لغزش‌ها

الَّذینَ یجْتَنِبُونَ کَبائِرَ اْلإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ...‏(نجم، 32)

کسانی که از گناهان بزرگ و زشت اجتناب کنند، خداوند از گناهان کوچک و ناخواستة آنها در می‌گذرد، زیرا خداوند آمرزشش وسیع است.

262.باید از اشتباهات ناچیز و ناخواسته کارکنانی که عملکرد خوبی دارند، گذشت کرد، زیرا که گذشت از لغزش‌ها تاثیر بسیار مثبتی بر فعالیت‌های آینده کارکنان دارد.

ارزشیابی عملکرد

سَنَفْرُغُ لَکُمْ أَیهَ الثَّقَلانِ ‏(الرحمان، 31)

به زودی حساب و کتاب و عملکرد شما را بررسی می‌کنیم.

263.حسابرسی و ارزشیابی عملکرد کارکنان، از وظایف مدیران است و باعث ایجاد انگیزه نسبت به انجام وظایف می‌شود.

تشویق با ابزار مورد علاقه

فیهِما فاکِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمّانٌ ‏(الرحمان، 68)

در باغ‌های بهشت، میوه و خرما و انار است.

264.مردم باید به وسیلة چیزهایی تشویق شوند که به آن علاقه دارند تا اثر انگیزشی بالایی داشته باشد.

تجلیل از پیشکسوتان

ثُلَّةٌ مِنَ اْلاوَّلینَ ‏(واقعه، 13)

گروه زیادی از کسانی که وارد بهشت می‌شوند، از پیشینیان هستند.

265.بزرگداشت و تجلیل از پیشکسوتان و پیشینیان نباید فراموش شود.

پاسخ به پرسش‌ها

اَوَ ءاباؤنا الاوّلون (48) قُلْ إِنَّ اْلاوَّلینَ وَ اْلاخِرینَ (49) لَمَجْمُوعُونَ إِلى‏ میقاتِ یوْمٍ مَعْلُومٍ ‏(واقعه، 50)

مشرکان پرسیدند: آیا در قیامت، پدران ما هم حاضر می‌شوند؟ خداوند به پیامبر فرمود که بگو: همه پیشینیان و آیندگان در آنجا جمع می‌شوند.

266.رهبران و مدیران باید به ابهامات و سؤالات با قاطعیت پاسخ دهند، حتی اگر آن سؤالات از سوی مغرضین مطرح گردد. عدم توجه به این موضوع باعث می‌شود، همدلان دچار تردید شوند.

مقایسه و رقابت

لا یسْتَوی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ ... (حدید، 10)

کسانی‌که قبل از فتح مکه، انفاق و جهاد کردند، با دیگران یکسان نیستند.

267.مقایسه کردن و ایجاد حس رقابت، در صورتی که حسادت‌ها را برنیانگیزد، از روش‌های رشد فعالیت در سازمان است.

ابزار اعمال قدرت

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ ... (حدید، 25)

ما پیامبرانمان را با دلایل روشن فرستادیم و همراه آنان کتاب آسمانی و وسیله سنجش فرو فرستادیم.

268.در مدیریت هرگاه به کسی مسؤولیت داده شد، باید ابزار کار و امکان اعمال قدرت را در اختیارش قرار دهیم تا بتواند به نحو احسن کار خود را انجام دهد.

جریمه

وَ‌الَّذینَ یظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ... فَتَحْریرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یتَمَاسّا...(مجادله،3)

کسانی که نسبت به همسران خود ظهار می‌کنند ... کفاره آن، قبل از آنکه با هم تماس گیرند، آزاد کردن برده است.

269.جریمه یکی از راه‌های کنترل است و باعث پیشگیری از اشتباهات فاحش می‌گردد.

تنوع جریمه

فَمَنْ لَمْ یجِدْ فَصِیامُ شَهْرَینِ مُتَتابِعَینِ... فَمَنْ لَمْ یسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّینَ مِسْکینًا ... ‏(مجادله، 4)

برای کفاره دادن، کسی که برده ای برای آزاد کردن نیافت، باید دو ماه پی در پی روزه بگیرد و اگر نمی‌تواند شصت مسکین را طعام دهد.

270.جریمه‌ باید متنوع باشد و به نسبت توان جسمی و مالی فرد خاطی، متفاوت گردد.

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


باعرض تبریک وتهنیت به مناسبت چهلمین بهارپیروزی انقلاب شکوهمنداسلامی ایران خداوندمتعال رابراین نعمت عظما بی نهایت سپاسگزاریم اگردرتحلیلی بخواهیم به عوامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کنیم بایدمثلثی رادرنظربگیریم که اضلاع ثلاثه اش رهبری وملت بزرگ ایران واعتقادبه دین و مذهب جعفری واثنی عشری بوده است رهبری بزرگ مردالهی بنیان گذارنظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (قدس سره) که قیامش راازسال 1342 آغازکردشخصیت جامع الاطرافی که درتاریخ ایران کم نظیراست اوانسان خودساخته وعبدصالح ومخلص خدابود فقط رضایت خدای متعال مدنظرش بودنه غیرآن  لذانهضتش به ثمرنشست وانقلاب اسلامی  به پیروزی رسید و امروز نقش بی بدیل خلف صالحش مقام معظم رهبری (مدظله العالی )سکان دارانقلاب اسلامی ایران بر کسی پوشیده نیست اوست که دربحرانها وگردابهایی که دشمنان برای پیشرفت انقلاب اسلامی ایجاد می کنند کشتی انقلاب اسلامی ایران راناخدایی می کند ضلع دوم مثلث  پیروزی وادامه روندانقلاب اسلامی ملت بزرگ وعظیم وشهیدپرور وولایی ایران هستندکه بیش از300هزارشهیدتقدیم انقلاب کردند وجانانه ازانقلابشان مثل جان شیرینشان محافظت می کنند ضلع سوم این مثلث پیروزی انقلاب دین مداری وپیروی ازاسلام ناب محمدی است حضرت امام امت فرمودنداین محرم وصفراست که اسلام رازنده نگه داشته است پیروی ازمکتب نورانی اهل البیت عترت وطهارت علیهم السلام نجات دهنده بشریت است همان انسانهایی که معصوم هستندوامروزدست عنایت خاصه آن پرده نشین غیبی حضرت امام زمان علیه السلام برسراین ملت واین کشوراست خودش فرموده است انا غیر مهملین لمراعاتکم ولا ناسین لذکرکم مابیادشما هستیم وشما رافراموش نمی کنیم وبرایتان دعا می کنیم لذا استکبارجهانی به سرکردگی آمریکای جنایت کاروایادی واذنابشان چه داخلی وچه خارجی به این موضوعات مهم سه گانه پی برده اندوهرروزنقشه می کشندوتوطئه می کنندتااین عوامل اصلی پیروزی وتداوم بخش انقلاب راکم رنگ جلوه دهندبصیرت حکم می کنداین مواردمذکورهمیشه مدنظرقرارگیردودشمنان رادرنقشه های شومشان ناآمیدکردامیدواریم این انقلاب اسلامی ایران به انقلاب جهانی حضرت بقیه الله الاعظم امام زمان علیه السلام متصل گرددانشاءالله

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


10خاطره ازاول انقلاب سال 57

1- روز 12 بهمن 1357، قرار بود اتومبیل حامل امام که از فرودگاه مهرآباد به قصد بهشت زهرا حرکت کرده بود در دانشگاه تهران توقف و رهبر فقید انقلاب در دانشگاه هم سخنرانی کند. به عبارت دیگر سه سخنرانی برای امام برنامه ریزی شده بود:

اول به محض ورود و در همان سالن فرودگاه که انجام شد. دوم دانشگاه تهران و سوم بهشت زهرا. اما ظاهرا خبر می رسد که نیروهای مجاهدین خلق و فدایی ها کنترل دانشگاه را بر عهده دارند و احتمال حضور آنان در کنار امام و روی جایگاه و استفاده تبلیغاتی در شعار و عکس وجود دارد. امام در دانشگاه تهران توقف نکرد و به حرکت خود ادامه داد. در آن زمان تلفن همراه نبود و این اطلاع رسانی سریع و منتفی شدن سخنرانی اسباب شگفتی بسیاری شد.

2-در روز 21 بهمن، پس از آن که فرمانداری نظامی تهران ساعت حکومت نظامی و منع آمد و شد را 4 بعد از ظهر تعیین کرد مرحوم آیت الله طالقانی اطلاعیه ای صادر کرد و هشدار داد می خواهند حمام خون برپاکنند. تصور طالقانی که تنها سه ماه قبل از زندان آزاد شده بود این بود که کودتایی تدارک دیده شده است. 

این اطلاعیه چاپ هم شده و آماده توزیع بود. اما رهبری انقلاب موضع متفاوتی گرفت وبه عکس از مردم خواست بیرون بیایند. طالقانی نیز بلافاصله دستور داد اطلاعیه توزیع نشود هر چند که انقلابیون نزدیک به آیت الله آن اعلامیه را نزد خود داشتند و بعضا هنوز دارند. اقدام امام چنان جسورانه و غافل گیر کننده بود که برخی گفتند امام بین دو نماز ظهر پیامی از عالم غیب دریافت کرده و در این باره مواردی مطرح کردند. اما نه شخص رهبری فقید انقلاب نه بستگان هیچ یک چنین داعیه ای را مطرح نکرده اند.

3-روز 22 بهمن 57 آیت الله حسن لاهوتی در پادگان باغشاه و در میانه درگیری ها بود و بعد از سقوط پادگان از مردم می خواست سلاح ها را تحویل او دهند و چون روحانی شناخته شده و مبارزی بود به او اعتماد می کردند و از او حرف شنوی داشتند. 

جالب این که هواداران مجاهدین و فداییان که اتفاقا مدعی دوستی با این روحانی مبارز بودند از تحویل سلاح خودداری می کردند و ترجیح می دادند از این فرصت استفاده کنند و بیشتر مسلح شوند. نقش لاهوتی چنان بود که مردم و انقلابیون به صورت خودجوش نام پادگان را از باغشاه به لاهوتی تغییر دادند. همان گونه که خود مردم نام پارک فرح را به «گلسرخی» تغییر دادند. اما این گونه تغییر نام ها بعدا تصویب نشد و پادگان باغشاه به «حُرّ» و نه لاهوتی تغییر نام داد. چنان که پارک فرح هم پارک لاله شد نه گلسرخی.

4-یک روز پس از پیروزی انقلاب این شایعه در تهران پیچید که آب لوله کشی مسموم شده است و موجی از نگرانی در میان مردم به وجود آمد. همان شب (شامگاه 23 بهمن 57) مهندس بازرگان به رادیو رفت و به گواه مجری یک لیوان آب نوشید و گفت: خیال مردم آسوده باشد. هیچ مسمومیتی در کار نیست و اگر باشد تا پایان این برنامه مشخص می شود. 

بازرگان نه تنها نخست وزیر بود که در خاطره نسل قبل به عنوان مجری پروژه لوله کشی آب تهران در اوایل دهه 30 نیز شناخته می شد و از این نظر سخن او حجت به شمار می رفت و خوش بختانه شایعه تکذیب شد. جسارت و ابتکار بازرگان اما در خاطره ها ماند.

5-در همان شب های اول شماری از فرماندهان و مقامات رده اول بازداشت شده را مقابل دوربین تلویزیون آوردند. سر نعمت الله نصیری رییس ساواک باند پیچی شده بود و چون یکی از انقلابیون که از آنها پرسش و نه بازجویی می کرد دکتر یزدی بود سال هاست که برخی رسانه های خارجی این شایعه را ساخته اند که انگار در حال بازجویی است. 

حال آن که طبعا نیروهای انقلابی گرد سران دستگیر شده جمع شده بودند تا زندان بانان سابق خود را از نزدیک ببینند. در همان برنامه نصیری گفت: از شکنجه های ساواک اطلاع نداشته! در این لحظه آیت الله لاهوتی جلو آمد و گفت: مگر خودت به گوش من سیلی نزدی؟! کاش تلویزیون به جای اصرار بر پخش صدباره ماجرای اختلافات سال 60 این گونه برنامه های مربوط به همان روزها را بی کم و کاست پخش کند. قبل از آن که «من و تو» از آنها استفاده کند!

6-در همان نخستین روزهای پیروزی خبرنگار کیهان با صادق قطب زاده که رییس رادیو وتلویزیون شده بود مصاحبه کرد و از او پرسید: آیا شما در این زمینه (رسانه) تخصص دارید که مسوولیت چنین کاری را پذیرفته اید؟ او پاسخ داد: اگر بنا بر واگذاری مسوولیت بر اساس تخصص باشد من باید وزیر «مبارزه با رژیم» می شدم چون تخصص من همین است ولی چنین وزارتخانه ای نداریم!

پرسش دیگر از او درباره سرود «ای ایران» بود و این که چرا از تلویزیون پخش نمی شود؟ قطب زاده گفت: سرود ای ایران فاشیستی است و مربوط به دوره رضاخان! این در حالی بود که این سرود اساسا پس از سقوط رضاخان سروده شد و بر سر زبان ها افتاد!

7-با پیروزی انقلاب، راهنمایی و رانندگی تا ماه ها هیچ اتومبیلی را جریمه نمی کرد و تنها برچسب هایی توزیع می شد که در آن آمده بود: « پلیس ما وجدان ماست. تخلف نکنیم». اکنون که برای برخی از جرایم رانندگی مانند رانندگی حین مستی 400 هزار تومان جریمه تعیین شده بیشتر می توان به تفاوت های اجتماعی پی برد.

8-شاید خیلی ها باور نکنند که گوینده تلویزیون در عید نوروز سال 1358 یعنی تنها 38 روز پس از پیروزی انقلاب یک خانم بی حجاب بود که البته با لباس پوشیده و بدون آرایش و در عین حال بدون روسری یا مقنعه اعلام برنامه کرد. هم او که روز اول فروردین 1358 بر صفحه تلویزیون ظاهر شد. در اولین نوروز پس از انقلاب دیگر شاهی در کار نبود تا پیام بفرستد. 

سه پیام پخش شد: امام خمینی، آیت الله سید کاظم شریعتمداری و مهندس مهدی بازرگان. البته قطب زاده به مرور کوشید گویندگان با حجاب را مقابل دوربین بیاورد و یکی از نخستین مجریان باحجاب دختر نوجوان 16 ساله ای بود که اجرای برنامه کودک را بر عهده گرفت و حالا همه  او را می شناسیم و به یکی از نوستالژی های دهه 60 تبدیل شده است: خانم الهه رضایی.

9-در روزهای اولیه عید 58 مراسم نوروز در ورزشگاه صد هزار نفری آزادی برگزار شد. استادیومی که پیش از انقلاب آریامهر نامیده می شد هر چند که عنوانی که مردم برای آن به کار می بردند « استادیوم صد هزار نفری » بود. 

در این آیین مهندس بازرگان شرکت کرد و هنگامی که برای او صلوات فرستادند از مردم خواست برای او کف بزنند و صلوات را برای طالقانی بفرستند که روحانی است. هر چند که آقای طالقانی به اتفاق چند تن دیگر از اعضای شورای انقلاب به سفر رفته بودند و در این برنامه حاضر نشدند.
 

  هنگامی که بازرگان نام امام خمینی را آورد و جمعیت سه بار صلوات فرستاد به طعنه گفت نمی دانم چرا برای پیامبر یک بار و برای امام خمینی سه بار صلوات می فرستند؟! برخی از روحانیون اما به او پاسخ دادند آن سه صلوات هم درواقع برای پیامبر است.

10-در روزهای انقلاب برخی از فروشگاه ها با تغییر موقت کاربری به عرضه مواد غذایی می پرداختند. این واحدهای کسب و کار به «فروشگاه اسلامی» مشهور شدند. در این فروشگاه ها مرغ به قیمت هر کیلوگرم 95 ریال عرضه می شد. در آن روزها حقوق روزانه یک کارگر ساده ساختمانی 750 ریال بود.

  در سالروز پیروزی انقلاب وقت آن است که خاطرات آن روزها را تازه کنیم. هر قضاوت و ارزیابی درباره عملکردهای سال های بعد داشته باشیم نباید در حلاوت امید های آن روزها خدشه ای وارد کند

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰

 

 مباحث مدیریتی 26 به استنادآیات قرآنی

251.بیان دلیل و حکمت دستورات و ابلاغ‌های سازمانی، انگیزش افراد را برای انجام دستورات تقویت می‌کند.

در دسترس بودن مدیر، استقلال رأی

وَ‌اعْلَمُوا أَنَّ فیکُمْ رَسُولَ‌اللّهِ لَوْ یطیعُکُمْ فی کَثیرٍ مِنَ ‌اْلامْرِ لَعَنِتُّمْ...‏(حجرات،7)

ای مردم، رسول خدا در میان شماست و شما باید از او تبعیت کنید و اگر او از شما تبعیت کند، قطعاً به سختی و مشقت خواهید افتاد.

252.مدیران و رهبران در نظام اسلامی باید در دسترس باشند تا بتوان با آنها بدون واسطه سخن گفت. (فیکم رسول الله)

253.مدیران و رهبران باید استقلال رای داشته باشند و بتوانند در مسایل تصمیم گیری کنند تا تشتت آراء به وجود نیاید.

نظارت همه جانبه

إِذْ یتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیمینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعیدٌ (ق، 17)

دو فرشته بر دوش چپ و راست انسان قرار دارند که اعمال او را ثبت می‌کنند.

254.نظارت باید همه جانبه باشد و به طور دقیق و کامل انجام گیرد تا بتوان به آن استناد کرد و اعتبار و ارزش داشته باشد.

255.تقسیم عادلانة کار میان افراد، اصل مهمی در مدیریت است. (کار نظارت براعمال انسان، میان دو فرشته تقسیم شده است.)

تعریف وظایف و اختیارات

وَ جاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهیدٌ (ق، 21)

هر کس وارد قیامت می‌شود با او دو فرشته است که یکی او را به جلو سوق می‌دهد و دیگری گواه اوست.

256.حدود اختیارات و وظایف کارکنان باید کاملاً روشن و مشخص باشد. (چنان که خداوند اختیارات آن دو فرشته را بیان کرده است.)

انجام اصلاح از بالاترین مقام

وَ فی مُوسى‏ إِذْ أَرْسَلْناهُ إِلى‏ فِرْعَوْنَ ...‏ (ذاریات، 38)

آنگاه که موسی را به سوی فرعون فرستادیم.

257.در اصلاح نظام اداری، باید از اصلاح مدیران ارشد و کارفرمایان سطوح بالا شروع کرد

ابلاغ کتبی

وَ کِتابٍ مَسْطُورٍ (2) فی رَقٍّ مَنْشُورٍ (طور، 3)

(فرامین پروردگار) در کتابی خط به خط نوشته شده و در صفحاتی گشوده شده است.

258.دستورات و فرامین باید به صورت مکتوب ابلاغ گردد.

259.ابلاغیه‌ها باید بلیغ و رسا باشند و از زیبایی ظاهری، جهت برانگیختن انگیزش درونی کارکنان برخوردار باشد

حمایت از مدیران

ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَ ما غَوى ‏(نجم، 2

ای مردم! مصاحب شما (حضرت محمد صلی الله علیه و آله) نه گمراه شده و نه منحرف گشته است.

260.مدیران باید از کسانی که به آنها مسؤولیت می‌سپارند و مورد تهمت قرار گرفتهاند، دفاع کنند. (چنانکه خداوند از پیامبر اکرم دفاع نموده است.)

ادامه دارد...

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰

 


باسمه تعالی

عواملی که باعث عاقبت به خیری می شودازجمله آنها دعا ها است مانند:

1- دعای تمجیدکه دراواخرکتاب شریف کلیات مفاتیح الجنان مرحوم حاج شیخ عباس قمی آمده است انت الله لااله الاانت رب العالمین ،انت الله لااله الاانت الرحمن الرحیم ...ص964

2-دعای شریف ربنا لاتزغ قلوبنا بعداذهدیتنا وهب لنامن لدنک رحمه انک انت الوهاب

3-زیادگفتن ذکرشریف بسم الله الرحمن الرحیم لاحول ولاقوه الابالله

4-زیادصلوات برمحمدوآل محمدفرستادن

5-سوره مبارکه زلزال رادرنمازها خواندن

6-سوره مبارکه مومنون رادرروزهای جمعه بخواندختم له بالجنه -عاقبت کارش بهشت برین است

7-دعای شریف رضیت بالله ربا وباالاسلام دینا وبالقرآن کتابا وبالکعبه قبله وبعلی ولیا واماما ...

8-دعای شریف اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک ...

9- دعای دوازدهم صحیفه سجادیه

اما توصیه های عملی جهت عاقبت به خیرشدن

1- عزاداری و اشک براباعبدالله الحسین علیه السلام

2-من احسن الی الناس حسنت عواقبه -احسان به مردم عاقبت به خیری می آورد

3- محافظت براوقات نمازداشتن -دغدغه نمازداشتن واول وقت خواندن نمازها

پیامبرگرانقدراسلام می فرماید مردم نسبت به نمازچهاردسته هستند:ا

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم )امتی علی اربعه اصناف صنف یصلون ولکنهم فی صلاتهم ساهون صنف یصلون احیانا ولایصلون احیانا صنف لایصلون ابدا ...

رسول گرامی اسلام می فرمایند امتان من نسبت به نماز4 دسته هستند واین تقسیم بندی طبق فرمایشات قرآن کریم است

یک گروه نمازمی خوانندولی درخواندن نمازساهون هستند به نمازبی اعتنا هستندهروقت شدآن رامی خوانند یااینکه نمازخیلی برایشان سنگین است حضرت فرمود این گروه فکان لهم الویل  - ویل جایگاه اینها است قرآن می فرمایدفویل للمصلین الذینهم فی صلاتهم ساهون والذینهم یرائون ویمنعون الماعون

گروه دوم _ گاهی نمازمی خوانندوگاهی نمازنمی خوانند بعضی ازمواقع نمازصبحشان رانمی خوانندحضرت فرموداین گروه فلهم الغی

اینها گمراه هستند فخلف من بعدهم خلف اضاعوالصلاه واتبعوالشهوات فسوف یلقون غیا

گروه سوم اصلا نمازنمی خوانند اینها سقرجایگاهشان است پایین ترین درجه جهنم قرآن می فرماید ماسلککم فی السقر قالوا لم نک من المصلین

استاد حجه الاسلام والمسلمین دکتررفیعی

احتمالا گروه چهارم درابتدای سوره مومنون به آنها اشاره شده است قدافلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون ... والذین هم علی صلواتهم یحافظون

گروه چهارم هم درنمازشان خاشع هستندوهم محافظت ویژه ای بر نمازهایشان دارند

 

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰

 

ادامه مباحث مدیریتی 25 به استنادآیات قرآنی

240.مدیران و رهبران، باید تاکتیک‌ها و تبلیغات رقبا را پیش‌بینی کنند تا بتوانند علیه آن به موقع اقدام کنند.

ارتقا براساس عملکرد

وَ لِکُلٍّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا ... ‏(احقاف، 19)

در قیامت، برای هر کس به میزان عمل، رتبه و درجه قرار داده شده است.

241.ارتقای سازمانی و اعطای پست‌ها و مناصب باید بر اساس میزان عملکرد مثبت و نتیجه ارزیابی عملکرد افراد صورت گیرد.

مسؤولیت و اختیارات

إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمّا فِداءً ... ‏(محمد، 4)

پس از آن که در جنگ عده ای را اسیر گرفتید، تصمیم‌گیری با خودتان که یا آنها را با منّت آزاد کنید و یا فدیه بگیرید و آزاد کنید.

242.پس از دادن مسؤولیت، باید اختیاراتی هم به افراد تفویض نمود تا در موقع لزوم بر طبق آنچه که صلاح می‌دانند تصمیم‌گیری کنند.

دلسوز بودن

وَ اسْتَغْفِرْ ... لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ ... ‏(محمد، 19)

ای پیامبر، برای مردان و زنان با ایمان امت خود استغفار کن.

243.یکی از ویژگی‌های مدیران در نظام اسلامی، دلسوز بودن و خیرخواه بودن نسبت به افراد تحت امر است.

استحکام در برابر رقبا

فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ اْلاعْلَوْنَ .... ‏(محمد، 35)

در جنگ سستی نورزید و در حال قدرت و برتری، پیشنهاد صلح دهید.

244.دوری از سستی در انجام وظایف، باعث ایجاد صلابت و استحکام در مقابل رقبا می‌شود.

پیامدهای تصمیم

وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصیبَکُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَیرِ عِلْمٍ ... (فتح، 25)

خداوند در صلح حدیبیه اجازة حمله به مکه را نداد و فرمود: در مکه زنان و مردان با ایمانی هستند که ممکن است در اثر حمله شما، نادانسته، مورد ضرر و زیان قرار گیرند.

245.رهبر و مدیر در جامعة اسلامی، باید همة جوانب و آثار و پیامدهای تصمیمات خود را در نظر بگیرد و شتاب زده فرمانی صادر نکند.

اهلیت و اولویت

وَ کانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها ... فتح، (26)

خداوند، آرامش خود را بر دل‌های مؤمنین نازل فرمود، زیرا که ایشان به رعایت تقوی سزاوارتر و اهل آن بودند.

246.اهلیت و اولویت، دو شرط دریافت مسؤولیت است. اهلیت یعنی دارا بودن شرایط احراز مسؤولیت و اولویت به معنی داشتن امتیاز ویژه است.

احترام، زمینه سازی برای دستورات

یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَینَ یدَی اللّهِ وَ رَسُولِهِ ... ( حجرات، 1)

ای کسانی کهایمان آورده‌اید در هیچ کاری بر خدا و پیامبرش پیشی نگیرید.

247.پیش از دستور به کاری، ابتدا باید زمینه‌های روانی پذیرش را در مخاطب ایجاد کرد. جملة "یا أیها الّذین آمنوا: ای کسانی کهایمان آورده‌اید" به مؤمنان شخصیت می‌دهد و رابطة آنان را با خدا مستحکم می‌سازد، سپس به بیان دستور می‌پردازد.

خطر زود باوری و سطحی‌نگری

یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْمًا بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ‏(حجرات، 6)

ای‌کسانی کهایمان آوردهاید اگر فاسقی برای شما خبری آورد تحقیق کنید تا مبادا از روی بی‌اطلاعی تصمیم بگیرید و به قومی آسیب برسانید و سپس از کردة خود پشیمان شوید.

248.مدیران باید اهل تحقیق و بررسی باشند و از زودباوری و سطحی نگری به شدت بپرهیزند.

249.مراجع بازرسی و نظارت نباید واحد باشد، که تنها از یک مجرا کسب اطلاع کرد، بلکه در بسیاری از موارد باید از چند منبع موضوعات را بررسی نمود تا حقیقت آشکار گردد.

250.علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد. چنان که حضرت حق می‌فرماید: کاری نکنید که از کردة خود پشیمان شوید.

ادامه دارد...

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


خواجه عبدالله انصاری گوید:

اگربرآب روی خسی ،اگردرهواپری مگسی ،دل به دست آری کسی بذل وبخشش به مردم وبرداشتن بارازدوش آنان نشانه کس بودن است.

جنیدبغدادی گوید:

جوانمردی آن است که بارخودبرخلق ننهی وآنچه داری بذل کنی .

چوکم شدنوردیده بارعینک می کشدبینی /زبینی بایدآموزی ره همسایه داری را

دریغ ازجان مکن چون شمع اندرخدمت مردم /که خودمی سوزدورونق به هرکاشانه می بخشد

افلاطون گوید:

حریصترین حیوانات مگس وقانع ترین آنهاعنکبوت است ،خداوندحریصترین راخوراک قانع ترین قرارداده است ،عنکبوت باتنیدن تار،مگس راطعمه وصیدخودقرارمی دهد.

مورم اما خوشه چین خرمن دونانیان نیم /می کنم شکربه اکسیرقناعت خاک را

ماخذکتاب نکته های مفیدص6-145

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


Image result for ‫شیخ حسنعلی نخودکی‬‎

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: عارفِ کامل، سالک زاهدِ صاحب کرامت، حاج شیخ حسنعلی فرزند علی اکبر مقدادی اصفهانی، در سال 1279 در نیمه ماه ذی القعده، در خانواده ای متدین، زاهد و متقی و دوستدار اهل علم، چشم به جهان گشود.

 

حسنعلی در خانواده ای دیندار و پرهیزکار پرورش یافت و در این کانون گرم و صمیمی از تعلیمات پدر خود نیز بهره های فراوانی کسب نمود. این پدر شایسته، فرزندش را از هفت سالگی نزد حاج محمدصادق تخت پولادی که دارای نفسی گرم بود، راهی نمود و حاج شیخ حسنعلی نخودکی تا یازده سالگی که استادش وفات یافت، در خدمت او بود. فرزند مرحوم شیخ حسنعلی در این باره می نویسد: «پدرم از همان کودکی زیر نظر حاجی به نماز و روزه و انجام مستحبات و نوافل شب و عبادت پرداخت و تا یازده سالگی پیوسته مورد لطف و مرحمت خاص استاد خود بود...»
پس از آن شیخ در زادگاهش اصفهان، مقدمات و ادبیات عرب را فراگرفت و همچنین فقه، اصول، فلسفه و منطق را، و در سال 1304 ﻫ.ق رهسپار نجف گردید و پس از کسب فیض از محضر اساتید آن دیار در سال 1311 ﻫ.ق راهی ایران گردید و در مشهد مقدس اقامت گزید. اقامت ایشان در مشهد، چهار سال بطول انجامید و در سال 1315 ﻫ.ق دوباره به اصفهان و از آنجا راهی نجف اشرف گردید و تا سال 1318 ﻫ.ق در آنجا ماند و سپس در سال 1319 ﻫ.ق به اصفهان و سپس به شیراز سفر نمود و در آنجا بعد از ظهرها به فراگیری کتاب قانون ابوعلی سینا نزد طبیب مشهور عصر، حاج میرزا جعفر طبیب پرداخت و صبح ها نیز در مطب آن طبیب بزرگوار به مداوای مریضان و نسخه نویسی مشغول بود.

رفع مشکل مردم در اولویت!
با این که شیخ حسنعلی را از عالمان بزرگ زمان خود دانسته اند و بسیاری از علوم را نزد فقها و عرفای بزرگ زمان خود تحصیل نموده بود، اما به دلیل توجه زیاد مردم و بیماران به او، می توان گفت که او خود را وقف خدمت به مردم و مداوای بیمارانشان کرده بود. آیت الله مروارید که از شاگردان ایشان بوده است می گوید:
«
هر روز جلوی منزل او و حتی در محل تدریس او؛ بیماران صف می کشیدند و از او دعا می خواستند و آن بزرگ، همیشه با روی خوش با آن ها برخورد می کرد و گاهی برای پیدا کردن نوعی از گیاهان دارویی، به کوه ها و نواحی اطراف مشهد می رفت، ولی با این حال، تا آن جا که فرصت داشت به تدریس و پرورش شاگردان خود می پرداخت؛ اما به دلیل شهرت او در استجابت دعا و مداوای بیماران، از شاگردان و کرسی تدریس او اطلاعات کمی در اختیار می باشد».
شیخ حسنعلی و پدر گرامی اش، خود را وقف خدمت به اهل البیت (ع) و فرزندان آن بزرگواران نموده بودند، به نحوی که از حکایات زندگی آن عالم ربانی فهمیده می شود، به طوری که ایشان نسبت به خدمت به سادات، اهتمام ویژه ای داشته است؛ به ترتیبی که ایشان در آخرین روز عمر خود در وصیت خویش به فرزندش چنین فرمودند:
«
بدان که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بنده ی خدا می شود و به عکس انجام مستحبات، مرتبه او را ترقی می بخشد. بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیدم، به برکت بیداری شب ها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است؛ ولی اصل و روح این اعمال، خدمت به ذراری ارجمند رسول اکرم (ص) است».
سپس فرزندش را به ادای نمازهای یومیه در اول وقت و تلاش در انجام حوایج مردم سفارش کرده و می گوید: «سوم آن که سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هر چه داری، در راه ایشان صرف و خرج کنی و از فقر و درویشی در این کار پروا نمایی»

از دست دادن مناصب دنیوی اهمیتی ندارد!
یکی از جلوه های بارز شخصیت عالم فرزانه، زهد و بی اعتنایی وی نسبت به دنیا و مظاهر دنیوی بوده است. وی از مناصب دنیوی دوری می نمود و پیوسته به یاران و دوستان سفارش می کرد که از این مناصب پرهیز کنند و از دست دادن آن را مهم ندانند. او عامل عمده ی سعادت و خوشبختی انسان را تقوی می دانست و می فرمود: «بالتقوی بلغنا ما بلغنا». اگر در این راه تقوی نباشد، ریاضت ها و مجاهدت ها جز خسران، ثمری ندارد و نتیجه ای جز دوری از درگاه حق تعالی نخواهد داشت، و ایشان در جواب یکی از دوستانش این گونه می نویسد: «... مادام که چشم بر این متاع بی قدر و این دنیای پست دوخته ای، بدان که معامله تو با زیان همراه و اساس معنویت همچنان تباهی است، و گمان مبر که زیرکانه عمل می کنی؛ پس از این خانه هلاکت، خود را رها کن و روی به سوی خانه ی آخرت نما تا روی تو خرم گردد و دیده ات به سوی پروردگار ناظر و روشن گردد»

بازگشت روح به جان شیخ!؟
شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی، سرانجام پس از سال ها خدمت به مردم و کسب مراحل عالی کمال، در هفدهم شعبان سال 1361 ﻫ.ق جهان فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت و جمعیت زیادی از مردم ایران در شهرهای مختلف و به ویژه شهر مشهد مقدس، در فوت او به سوگ نشستند.
وی از جمله مردان بزرگی بود که مقام مرگ اختیاری را کسب کرده بود و دو ماه قبل از رحلتش، اطرافیان و فرزندش را از روز مرگ خویش آگاه نمود و حتی یکبار قبل از تاریخ فوت، روح بلندش از بدن خارج شد؛ اما با توسل به امام علی بن موسی الرضا (ع)، برای انجام برخی وصایا، دوباره حیات ظاهری یافت و چنانچه روایت شده است، ایشان در روزهای آخر عمر، جز سادات، کسی دیگر را بر بالین خود راه نمی داد و سرانجام نیز پیکر پاکش روی دست هزاران نفر از ارادتمندانش تا دِهِ سمرقند تشییع گردید و در آن جا بنابر وصیتش با آب روان غسل داده شد و سپس در صحن عتیق حرم مطهر امام رضا (ع) در ماه شعبان، در کنار ایوان عباسی به خاک سپرده شد.

کراماتی خارق العاده
یکی از دلایل عمده ی مشهور شدن حاج شیخ حسنعلی، کرامات بی شمار وی بوده است که خاص و عام به طور مستقیم شاهد آن بوده اند، به نحوی که آیت الله مرعشی نجفی در کتاب «المسلسلات فی الإجازات» جلد 2 در این باره می نویسند: «او در بین مردم به مستجاب الدعوه بودن شناخته شده بود و بسیاری از حاجت مندان و بیماران به او پناه می بردند؛ پس او برای آن ها دعا می کرد یا برای آن ها دعاها و حرزهایی می نوشت و به این وسیله گرفتاری آن ها را برطرف می شد و بیماران آن ها شفا می یافتند...

رهایی از دام قوش آبادی، در یک لحظه!
درباره ی یک نمونه از کرامات ایشان از مرحوم سید ابوالقاسم هندی نقل شده است که وی فرموده است: «روزی در خدمت حاج شیخ حسنعلی به کوه (معجونی) از کوهپایه های مشهد رفته بودیم. در آن هنگام مردی یاغی به نام محمد قوش آبادی که موجب ناامنی آن نواحی گردیده بود از کناره کوه پدیدار شد و اخطار کرد که: اگر حرکت کنید، کشته خواهید شد!
در این بین مرحوم حاج شیخ به من فرمودند: وضو داری؟ عرض کردم: آری.
آن گاه دست مرا گرفتند و گفتند: چشم خود را ببند، پس از چند ثانیه که بیش از دو سه قدم راه نرفته بودیم فرمودند: چشمانت را باز کن؛ و چون چشم گشودم، دیدم که که نزدیک دروازه ی شهر می باشیم!
بعدازظهر آن روز، خدمت ایشان رفتم و فرمودند: قضیه صبح را با کسی در میان نگذاشتی؟ گفتم: خیر.
سپس ایشان فرمودند: تو باید زبانت را در اختیار داشته باشی و بدان که تا من زنده ام، از این ماجرا نزد کسی سخنی نگویی، وگرنه موجب مرگ (نابهنگام) خود خواهی شد!

آگاهی از باطن دو فرد شراب خوار و تارک الصلاة
فرزند بزرگوار شیخ حسنعلی در روایتی دیگر می نویسد؛ روزی دو تن از کسبه بازار مشهد برای من تعریف کردند که: از تنگی معشیت سخت در فشار بودیم و برای رفع این گرفتاری تصمیم گرفتیم تا به حضور حاج شیخ حسنعلی اصفهانی شرفیاب شویم. وقتی رسیدیم، دیدیم که جماعتی در انتظار و در نوبت بودند و ما هم منتظر نشستیم. اما ناگهان حضرت شیخ ما دو تَن را از میان آن گروه، به نزد خود طلبید و به یکی از ما فرمودند: تو باید کاری بکنی ولی نمی کنی، و به دیگری فرمودند: تو کاری که نباید بکنی؛ انجام می دهی. بروید و به وظیفه خود عمل نمایید تا وضع شما سر و سامان پیدا کند. اعتراف می کنیم که یکی از ما نماز نمی گزارد و آن دیگری شراب می نوشید. پس از آن به توصیه حاج شیخ وظایف خود را مراعات نمودیم و در اثر آن، معیشت ما از تنگی به وسعت و افزایش رزق و روزی تبدیل گردید

رفع غده های سرطانی با خاک مزار شیخ!
بی تردید، افراد دارای جایگاه و مقام در نزد پروردگار، پس از فوت خود نیز واسطه ی خیر میان بندگان با ذات اقدس الهی می گردند و شاید یکی از گزارش های جالب و مستند، روایت زیر باشد به نحوی که در کتاب نشان از بی نشانی، جلد 2 آمده است که؛ شخصی از اهالی یزد برای فرزند شیخ حسنعلی نقل نموده است: چندی قبل یکی از دوستانم مبتلا به سرطان غده گردن شد و دکترها گفتند باید عمل کند. این شخص تصمیم گرفت تا ابتدا به مشهد مشرف شود و بعد برای عمل آماده گردد.
هنگامی که مشرف می شود، در صحن مطهر افراد زیادی را می بیند که پشت پنجره فولاد برای رفع بیماری های خود به حضرت متوسل شده اند و دخیل بسته اند. در این حال حضور حضرت عرض می کند: آقا من آمده ام از شما شفای بیماری خود را بگیرم، ولی در حال حاضر مرا شفا ندهید و در عوض این بیماران را شفا عنایت فرمایید. پس از گفتن این جملات با دلی شکسته سر مقبره حاج شیخ حسنعلی می رود و فاتحه می خواند و عرض می کند، من از امام رضا (ع) استدعا نمودم که مرا شفا ندهد و در عوض این بیماران را که دخیل بسته اند را شفا دهد. حال آمده ام و شفای خود را از شما می خواهم؛ و دست روی قبر مالیده و از خاکِ رویِ سنگ به گردن خود و روی غده ها می مالد. بعد از یکی دو روز غده ها به کلی از بین می رود. وقتی که به طهران برمی گردد و نزد طبیب خود که گویا فرد حاذقی نیز بوده است می رود، مقایسه عکس ها سبب تعجب پزشک می شود و می پرسد چه کردی که خوب شدی؟ غده ها چه شد؟ ولی وی هیچ نگفته و آن راز را در سینه خود نگه می دارد!

منابع:
1- مقدادی اصفهانی، علی. نشان از بی نشان ها. تهران: جمهوری، 1375، جلد 1 و 2.
2-
فروغی، نعمت الله. گلشن ابرار، قم: نورالسجاد، 1386، جلد 6.
3-
احمدی جلفایی، حمید. 40 قطب عرفانی، قم: نسیم ظهور، 1391.
4- م. کدخدازاده، ر. عباسی. کشف و کرامات عارفان، قم: بیت الاحزان، 1390.

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


Related image

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


آداب سلوک از منظر علامه حسن‌زاده آملی/۴

ماجرای زندانی‌ شدن علامه حسن‌زاده آملی در عالم مکاشفه

Image result for ‫علامه حسن زاده آملی‬‎

یکی از درس‌های بزرگی که از سال‌ها حضور در محضر علامه حسن زاده آملی گرفتیم، سکوت و کم‌گویی ایشان بود، با آمدن استاد به محل درس هاله‌ای از سکوت بر مجلس حکمفرما می‌شد و تا آغاز رسمی درس، مجلس این چند دقیقه، مجلس سکوت بود.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، علامه حسن حسن‌زاده آملی متولد 1307، روحانی مجتهد، عارف، فیلسوف متأله و مدرس دروس حوزوی است، وی که تاکنون 85 بهار را پشت سر گذاشته است، یکی از اساتید مطرح اخلاق است که در فلسفه، عرفان، فقه، اصول، ادبیات، ریاضیات، علم فیزیک و شیمی و بسیار علوم دیگر نیز تخصص دارد. بازخوانی سخنان اخلاقی این عارف بالله که در کتاب «صراط سلوک» جمع‌آوری شده، خالی از لطف نیست.

*پرحرفی و قساوت قلب

شیخ طوسی از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: «در غیر یاد خدا، زیاد سخن نگویید، زیرا سخن زیاد در غیر یاد خدا، سبب قساوت قلب می‌شود؛ چه اینکه، دورترین مردم از خدا کسی است که قساوت قلب داشته باشد». شیخ طوسی این حدیث را به عنوان اولین حدیث کتاب «امالی» خود قرار داده است و این حکایت از عنایت خاص ایشان به آن حدیث و به این مطلب است.

شیخ کلینی نیز، آن را به اندک اختلافی از امام صادق(ع) نقل کرده است که امام صادق(ع) فرمودند: حضرت مسیح(ع) می‌فرمودند: «در غیر یاد خدا، زیاد سخن مگویید، زیرا کسی که در غیر یاد خدا زیاد سخن می‌گویند، قسی‌القلب و سخت دل می‌شوند، گرچه خودشان ندانند».

*مجلس سکوت!

حضرت استاد به حق عامل به این دستورالعمل هستند سنجیده و کم، ولی عمیق سخن می‌گفتند، در درس از سخنان حاشیه‌ای و زینت بخش پرهیز می‌کرده و گزیده گوی بودند و نغزپرداز و حقیقتاً مصداق این شعر که:

کم گوی و گزیده گوی چون در/ تا ز اندک تو جهان شود پر

یکی از درس‌های بزرگی که از سال‌ها حضور در محضر استاد علامه حسن زاده آملی گرفتیم سکوت و کم گویی ایشان بود، با آمدن حضرت استاد به محل درس هاله‌ای از سکوت بر مجلس حکمفرما می‌شد و تا آغاز رسمی درس، این چند دقیقه، مجلس، مجلس سکوت بود.

*دهان، باب ‌الله است

آن روز نیز حضرت استاد به سالکان وادی عشق و معرفت هشدار دادند: دهان باب ‌الله است، صادرات و وارداتش را کنترل کنید، دهان گوش جان است، سعی کنید چانه‌تان را عقل بچرخاند.

*بهترین جواب

یکی از شاگردان حضرت استاد در این زمینه این چنین می‌نویسد: حکیم فرزانه علامه حسن‌زاده آملی نقل فرموده است: که هر گاه کسی با مرحوم علامه طباطبایی به مسافرت می‌رفت تا از علامه سؤالی نمی‌کرد، علامه با احدی سخن نمی‌گفت.

باید دانست که هر پرسشی را نیز نباید پاسخ گفت و این نشانه معرفت است، روزی در محضر درس استاد علامه حسن زاده آملی از فیض معرفت آن حضرت بهره می‌جستیم، شخصی از استاد پرسشی کرد. استاد فرمودند: بسیار خوب! چون جلسه درس به پایان رسید، آن شخص به استاد عرض کرد: آیا بسیار خوب هم جواب است؟ آقا فرمودند: بله و بهترین جواب همین بود!

*زندانی در عالم مکاشفه

حضرت استاد در این خصوص مکاشفه‌ای را نقل می‌فرمایند: در سحر شب یکشنبه 5 مردادماه 1348 بعد از ادای نافله شب و نافله و فریضه صبح در اربعینی که ذکر جلاله «الله» را هر روز بعد از نماز صبح به عددی خاص داشتم، بعد از این ذکر به توجه نشستم که ناگهان جذبه و حالتی دست داد و بدن طوری به صدا در آمد و می‌لرزید، آن چنان صدایی که مثلاً تراکتور روی سنگ‌های درشت و جاده ناهموار می‌رود، دیدم که جانم از بدنم مفارقت کرد و متصاعد شد ولی در بدنی مثل بدن عالم خواب قرار دارد، تا قدری بالا رفت.

دیدم در میان خانه‌ای مانند پرنده‌ای که در خانه‌ای در بسته گرفتار شده است و به این طرف و آن طرف پرواز می‌کند و راه خروج نمی‌یابد، تخمیناً در مدت یک ربع ساعت گرفتار بودم و به این سو و آن سو می‌شتافتم، دیدم در این خانه زندانیم، نمی‌توانم به در بروم، سخنی از گوینده‌ای شنیدم و خود او را ندیدم که به من گفت: این محبوس بودنت بر اثر حرف‌های زیاد و بیخود تو است، چرا حرف‌هایت را نمی‌پایی!؟

من در آن حال چندین بار خدای متعال را به پیغمبر خاتم(ص) برای نجاتم قسم دادم و به تضرع و زاری افتادم که ناگهان چشمم به طرف شمال خانه افتاد که دیدم دریچه‌ای که یک شخص آدم بتواند به در رود برویم گشوده شد، از آنجا در رفتم و پس از به در آمدن چندین به سوی مشرق در طیران بودم و دوباره به جانب قبله رهسپار شدم.

و هنگامی که از حبس رهایی یافتم، یعنی از خانه به در آمدم، آن خانه را بسیار بزرگ و مجلل دیدم، که در میان باغی بنا شده است و آن باغ را نهایت نبود و آن را درخت‌های گوناگون پر از شکوفه سفید بود که در عمرم چنان منظره‌ای ندیدم.

و می‌بینم که به اندازه ارتفاع درخت‌ها در هوا سیر می‌کنم به گونه‌ای که رویم، یعنی مقادیم بدنم همه به سوی آسمان است و پشت به سوی زمین و به اراده و همت و فرمان خود نشیب و فراز و بسیار خدای متعالی را به پیغمبر خاتم و همه انبیاء قسم دادم که کشف حقایقی برایم دست دهد و در همین حال به خود آمدم.

آن محبوس بودن چند دقیقه، بسیار در من اثر بد گذاشت به گونه‌ای که بدنم خسته و کوفته شده بود و سرم و شانه‌هایم همه سخت درد گرفت و قلبم به شدت می‌زد.

*ذکر سکوت!

روزی حضرت استاد در محفل درس فرمودند: یکی از دوستان می‌گفت، در مراقبتی که داشتم، مکاشفه‌ای روی داد به حضور حضرت رسول الله الاعظم(ص) شرفیاب شدم از آن حضرت ذکر خواستم، فرمودند: من به شما ذکر سکوت می‌دهم.

انتهای پیام/ک

  • محمد مزینانی