هدایت

معارف اسلامی

هدایت

معارف اسلامی

۹ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰


 

بخش 9 دعای مکارم الاخلاق امام سجادعلیه السلام

اللهم صل علی محمدوآله ومتعنی بالاقتصادواجعلنی من اهل السدادومن ادله الرشاد و من صالحی العباد و ارزقنی فوز المعاد و سلامه المرصاداللهم خذلنفسک من نفسی مایخلصها وابق لنفسی من نفسی ما یصلحها فان نفسی هالکه اوتعصمها اللهم انت عدتی ان حزنت وانت منتجعی ان حرمت وبک استغاثتی ان کرثت و عندک ممافات خلف و لمافسدصلاح وفیما انکرت تغییرفامنن علی قبل البلاء بالعافیه وقبل الطلب بالجده وقبل الضلال بالرشادواکفنی مونه معره العبادوهب لی امن یوم المعاد و امنحنی حسن الارشاد.مفاتیح الجنان محدث قمی ص 1000

خدایادرودفرست برمحمدوخاندان محمدوبهره مندم سازبه اعتدال ومیانه روی وچنان کن که ازمحکم کاران باشم وازراهنمایان براه راست وازبندگان شایسته ورستگاری رادرروز قیامت روزیم کن وبسلامت عبورکردن ازکمینگاه آنروزراخدایا بگیربرای خود از نفس من آنچه که موجب خلاصی اوگرددوبجای گذاربرای خودم ازنفسم آنچه راکه صلاحش کن زیرانفس من هلاک شونده است مگرآنکه تونگهداری اورا خدایا توئی ذخیره ام هنگام حزن واندوه وتوئی جایگاه توشه من هرگاه ازهمه جامحروم شوم و بتواستغاثه کنم هرگاه دچاراندوه شوم ونزدتوست آنچه راکه ازدست برودواصلاح هرچه تباه گردد و تغییردادن هرچه که بد دانستی منت گذاربرمن بدادن عافیت پیش آمدن بلا وبه توانگری قبل ازدرخواست وپیش ازآنکه گمراه شوم ارشادم براه  حق فرماوکفایت نماازمن رنج وآزاررساندن بندگانت را پروردگاراعطا کن به من آسایش روزمعادراوببخش بمن

راهنمائی کردن نیکورا.

 

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


رهروان ولایت ـ شگفتی عصر حاضر و پدیده‌ی قرن کنونی،  همچنان باصلابت به حیات خود، ادامه می‌دهد. گذشت 36 سال و وقوع فراز و نشیب‌های متعدد هم نتوانست حتی ذره‌ای از شکوه و عظمت آن بکاهد. زلزله‌ای که بر سر مستکبرین و ظالمان دنیا خراب شده بود این‌روزها شدیدتر و قوی‌تر شده و می‌رود تا کاخ‌های ستم را به‌کلی ویران کند.[1] تلاش‌های مذبوحانه برای زمین زدن این ملت بپاخاسته از حد شمارش خارج و نقشه‌های شیطانی برای درهم‌شکستن این استقامت، بسیار زیاد بوده است.

هشت‌سال تمام، جنگی سخت و نابرابر را بر این ملت، تحمیل کردند تا او را وادار به تسلیم کنند؛ نشد!

تحریم‌هایی که از همان ابتدای انقلاب، وضع کرده بودند را در سالیان اخیر، به بالاترین حد ممکن رساندند تا فلج‌کننده باشد و این ملت را زمین‌گیر کند؛ نشد!

هواپیمای مسافربری را با موشکِ ناو جنگی، هدف گرفتند و 290 نفر انسان بی‌دفاع را به دریا ریختند تا بلکه ملت ایران بترسد و عقب بنشیند؛ نشد!

دانشمندان نخبه و شاخص این ملت را ناجوانمردانه ترور کردند تا مسیر فتح قله‌های علم را ناهموار و ناممکن کنند؛ نشد!

شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای و پایگاه‌های متعدد اینترنتی را با صرف هزینه‌های سنگین، راه‌اندازی کردند تا با جنگ روانی و شبهات اعتقادی و سیاسی، ایمان و استقامت مردم را نابود کنند؛ نشد!

ترویج فساد اخلاقی و راه‌اندازی تهاجم فرهنگی را در دستور کار خود قرار دادند تا با سرگرم‌کردن مردم به شهوت‌رانی، توجه آنان را از آرمان‌های انقلاب‌اسلامی، منحرف کنند؛ نشد!

فتنه‌ی بزرگ 88 و پیش از آن، فتنه‌ی هجده‌تیر هفتادوهشت را پشتیبانی و حمایت کردند و آشکارا به دفاع از فتنه‌گران پرداختند تا بتوانند قدرت روزافزون جمهوری اسلامی را بشکنند و اعتماد مردم به این نظام را مخدوش کنند؛ نشد!

گروهک‌های جنایتکار و آدمکشی مثل «سازمان مجاهدین»، «گروهک ریگی»، «طالبان» و «داعش» را بوجود آورده و یا تقویت کردند تا از نفوذ روزافزون ایران در منطقه و دنیا بکاهند و این کشور را منزوی کنند؛ نشد!

ابزاری به نام «حقوق بشر» را برای متهم و محکوم کردن ایران بکار گرفتند تا آن را از چشم مردم داخل و مردم کشورهای دنیا بیندازند؛ نشد!

در کشورهای همسایه‌ی ایران به تاسیس پایگاه‌های جاسوسی پراختند و نام آن را «مدرسه‌ی آمریکایی تغییر رژیم ایران» نهادند تا به براندازی یا لااقل تضعیف نظام ایران بپردازند؛ نشد!

خلاصه اینکه توطئه و دسیسه‌ای وجود ندارد که از دست آمریکا و دوستانش بربیاید ولی انجام نداده باشند. با این وجود، 22 بهمن 1393 و در خیابان‌های کشور بزرگ ایران، ملت رشید، شریف، مومن و شجاع ایران، همه‌ی اقدامات شیطان بزرگ را به سخره گرفت و زیر گام‌های مستحکم خود، لگدکوب کرد تا شگفتیِ قرن حاضر یعنی انقلاب اسلامی ایران، همچنان باقدرت و مستحکم، در جلوی چشم جهانیان، مانور قدرت بدهد.

دشمن هرچه در توان داشت انجام داد تا پایه‌های این نظام را سست و حامیان اصلی انقلاب اسلامی یعنی مردم را دلسرد و ناامید کند؛ اما نشد! نویسنده: رضا رستمی

1- موشه‌دایان وزیرخارجه‌ی وقت اسرائیل درباره‌ی انقلاب اسلامی می‌گوید: «زلزله ای درمنطقه رخ داده است و من بگین را نصیحت کردم که مسئله‌ای مهمتراز کمپ‌دیوید اتفاق افتاده که باید به آن بپردازیم.» (کیهان،25 بهمن 1357)

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰

ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ

ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﺵ.. ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥﺑﺒﯿﻨﯽ!

ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯ...

ﺍﮔﺮ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﺨﻮاهی ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺑﺎﺵ...

ﺍﮔﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭ...

ﺩﻧﯿﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ﭘﮋﻭﺍﮎ ﻧﯿﺴﺖ!

یادمان باشد..زندگی انعکاس رفتار ما است!

انعکاس من بر من..

پس حواسمان باشدبهترین باشیم تا بهترین دریافت کنیم!

می گویند برای کلبه کوچک همسایه ات چراغی آرزو کن، قطعأ حوالی خانه تو نیز روشن خواهد شد.

من خورشید را برای خانه دلتان آرزو می کنم تا هم گرم باشد و هم سرشار از روشنایی

مولانا چه عالی گفته است

این جهان کوه است وفعل ماندا/سوی ماآیدنداهاراصدا

فعل توکان زایدازجان وتنت/همچوفرزندی بگیرددامنت

پس توراهرغم که پیش آیدزدرد/برکسی تهمت منه برخویش گرد


 

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰

شعر «زندگی» از سهراب سپهری

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست.....

شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
!!!هیچ
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


بخش 8 دعای مکارم الاخلاق امام سجادعلیه السلام

اللهم صل علی محمدوآله ولااظلمن وانت مطیق للدفع عنی ولااظلمن وانت القادرعلی القبض منی ولااضلن وقدامکنتک هدایتی ولاافتقرن ومن عندک وسعی ولااطغین ومن عندک وجدی اللهم الی مغفرتک وفدت والی عفوک قصدت والی تجاوزک اشتقت وبفضلک وثقت ولیس عندی مایوجب لی مغفرتک ولافی عملی ما استحق به عفوک ومالی بعدان حکمت علی نفسی الافضلک فصل علی محمدواله وتفضل علی اللهم وانطقنی بالهدی والهمنی التقوی ووفقنی للتی هی ازکی واستعملنی بماهوارضی اللهم اسلک بی الطریقه المثلی واجعلنی علی ملتک اموت واحیی...  مفاتیح الجنان محدث قمی رحمه الله علیه ص1000

خدایا درودفرست برمحمدوخاندان محمد وچنان کن البته که ستمدیده نشوم وتوئی قادربردفع آن ازمن وموردستم واقع نشوم بااینکه توقادری که آنراازسرمن بگیری وگمراه نگردم درحالیکه توامکان هدایتم راداری ونیازمندنشوم البته بااینکه گشایش روزیم ازجانب تواست طغیان وسرکشی نکنم بااینکه هستی بانشاط من ازتواست خدایا بسوی آمرزش تووادارشدم وبدرگاه گذشت توعزم کردم وبسوی بخشش تومشتاقانه شتافتم وبفضل وکرم تواعتمادورزیدم وچیزی که موجب آمرزش من باشد نیست ودراعمال کاری که به آن مستحق بخشایش توگردم نیست وچیزی برایم نمانده بعدازمحکوم کردن خودم جزفضل تورحمت بفرست برمحمدوخاندان اووتفضل کن برمن خدایاوگویایم فرما بهدایت والهام کن برمن پرهیزکاری راوبه آن عملی که نیکووپاکیزه تراست موفق بدارمرابدانچه پسندیده تراست برای توخدایابه نیکوترین راه وادارمراومقرردارکه به آئین توبمیرم وزنده شوم.

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


رازداری» را از سرور زنانِ دو عالم بیاموز

یکی از شئونی که هر فرد عادی و مخصوصا هر رهبر اجتماعی دارا می‌باشد، اسرار اوست و حفظ اسرار برای کسانی که امین دانسته شده اند از امور واجب می‌باشد. رازداری دامنه‌ای بسیار وسیع دارد و به امور خانه و روابط همسران نیز مربوط می‌شود. در اینجا می‌خواهیم با ذکر یکی از وقایع زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که به صدیقه طاهره سلام الله علیها مربوط می‌شود، قدری در این باره بیشتر تأمل کنیم.

 

خدا رازدار است و رازداران را دوست می‌دارد

می‌دانیم که خدا "ستار العیوب" است یعنی بسیار بسیار از عیوب بندگان سراغ دارد اما به کرم خود در دنیا آن را می‌پوشاند و کسی را از آن باخبر نمی‌کند تا آبرویشان محفوظ بماند، شاید که بندگان توبه کنند. این صفت را خدا بر بندگان نیز می‌پسندد که آنها نیز عیوب یکدیگر را پنهان نگه دارند و آشکار نکنند.

 

رازداری نسبت به اسرار درون خانواده

رازداری در میان خانواده نیز مهم است. یکی از صفاتی که خدا برای زنان مومن برشمرده است رازداری آنها درباره امور شوهرانشان می‌باشد: «حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ» (1) یعنی امور پنهانی خانه که خدا پوشانده است را به دیگران نگویند، مثلاً عیوب پنهان شوهرشان، تصمیماتی که به خود زوجین مربوط بوده و جزو پنهان کردنی هاست و هر امر پنهانی دیگر. مراعات این امر باعث حفظ آرامش و جلوگیری از کدورتها می‌شود.

 

رازداری در امور اجتماعی

افشای اخبار و اطلاعات همواره به سود گروه‌ها و جوامع نیست. بسیاری اوقات خبرهایی ناگوار، دلسردکننده، دروغ یا فریبنده در لابلای اطلاعات وجود دارد که برملا شدن آنها به جز ضرر هیچ عاید انسانها نمی‌کند. قرآن به اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داده است که خبرها را منتشر نکنند بلکه به گوش پیامبر صلی الله علیه و آله یا اولی الامر برسانند تا آنها با استنباط صحیح و تشخیص سِره از ناسره، بتوانند تصمیم درست بگیرند(2) و در موقع مناسب خبر را به گوش عموم مردم برسانند. بنابراین می‌آموزیم که رازداری در امور اجتماعی نیز بسیار مهم است.

 

تلاقی آشکار و پنهان در رازگویی رسول سبحان

یکی از درسهایی که می‌توانیم از صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها بیاموزیم رازداری او در امور است که در اینجا به شرح واقعه می‌پردازیم:
شیخ صدوق در کتاب "امالی" روایت می‌کند که عایشه گفت: فاطمه آمد در حالی که مانند خود رسول الله راه‌ می‌رفت. رسول خدا فرمود: دخترم خوش آمدی. او را در سمت چپ یا راست خود جای داد و به صورت پنهانی با او سخنی گفت که باعث گریه فاطمه شد. بعد از آن پیامبر به او چیز دیگری را پنهانی گفت که باعث خنده‌اش شد.

درخواست عایشه از فاطمه زهراء سلام الله علیها برای بازگو کردن گفته رسول خدا صلی الله علیه و آله کار درستی نبود. فاطمه زهراء سلام الله علیها نیز به درخواست او پاسخ منفی دادند و فرمودند: راز پیامبر را افشا نخواهم کرد.
[عایشه می‌گوید] سپس درباره آن سخن پیامبر از او پرسیدم اما فاطمه گفت: راز رسول خدا را افشا نخواهم کرد. بعد از وفات پیامبر از فاطمه جریان را مجددا پرسیدم. فاطمه گفت: پیامبر این راز را به من گفت که: جبرائیل هر سال یکبار قرآن را بر من می‌آورد اما در امسال دو بار چنین کرده است و معنایش جز این نیست که اجل من نزدیک است و تو [فاطمه] اولین کسی از اهل بیتم هستی که به من ملحق می‌شود و من چه خوب کسی هستم که قبل از تو خواهم رفت و تو نزدم خواهی آمد؛ این سخن رسول خدا مرا گریاند. سپس فرمود: آیا راضی نیستی که بانوی بانوان امت [یا بانوی زنان مومن] باشی که از این گفته رسول خدا [شاد شدم و] خندیدم. (امالی صدوق، ص 595)

 

ده درس کلیدی برای زندگی از رازداری فاطمی

در اینجا می‌خواهیم درباره این واقعه تاریخی قدری بیشتر بیندیشیم و نکاتی برای زندگی خود از آن بیابیم: اول - پنهانی سخن گفتن می‌تواند باعث ناراحتی مومنان باشد و از این جهت کار ناپسندی است اما وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله این کار را کرده‌اند، در می‌یابیم که در مواقعی، ضرورت پنهان گویی بر امور دیگر ارجحیت دارد، لذا این کار همیشه ناپسند نیست

دوم - رسول خدا صلی الله علیه و آله هیچگاه محبت پدر و فرزندی را فدای حقیقت نمی‌کند. این احترام خاص که آن حضرت به دختر خود داشتند که به او خوشامد گفتند و در کنار خود جای دادند و سپس در حضور دیگران حرف خصوصی به او زدند، نشانه تکریم خاصی است که فاطمه زهرا سلام الله علیها شایسته آن است. ما نیز خوب است بیاموزیم که برای کسانی که شایستگی بیشتری دارند، اکرام خاص تری بنماییم.

سوم-  حضور بقیه نیز چنین کردند. از آنجا که پیامبر صلی الله علیه و آله هیچگاه مرتکب امور سست و لغو نمی‌شوند، متوجه می‌شویم که ضرورت اجتماعی اقتضا می‌کرده است که ارج و قدر فاطمه زهرا سلام الله علیها برای مردم شناخته شود و مورد تأکید قرار بگیرد. پیامبر صلی الله علیه و آله که از روحیات مردم و ظلمهایی که در آینده در حق خاندانش روا داشته می‌شود خبر داشت، به بهترین وجهی در زمان حیات خود با مردم اتمام حجت فرمود.
چهارم - الگوگیری از این رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله محتاج دانش و تقواست و کار اهلش است. حداقل درسی که می‌گیریم این است که در نحوه احترامهایی که به افراد خاص جامعه می‌گذاریم دقت کنیم. مثلاً آیا کسانی را که در رسانه‌های جمعی از آنها به خوبی یاد می‌کنیم، این لیاقت را دارند؟ آیا به تبعات مثبت و منفی اجتماعی این شهرتها می‌اندیشیم؟ اساساً آیا می‌دانیم که به اندازه‌ای که در مشهور کردن چهره‌های شاخص سهیم هستیم، نزد خدا پاسخگو هم باید باشیم؟

            پنجم - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در نحوه سخنگویی خود بهترین حالت را انتخاب می‌کنند، بنابراین وقتی سخنی را به شکل راز می‌فرمایند، آن سخن باید محفوظ بماند. ظرافت کار آنجاست که پیامبر صلی الله علیه و آله در یک جمع خصوصی به رازگویی نپرداختند. این به آن معناست که پیامبر صلی الله علیه و آله می‌خواهند اعلام کنند که مطالبی هست که نمی‌خواهم شما بدانید، اما می‌خواهم بفهمید که من فاطمه را لایق شنیدن آن می‌دانم و به او می‌گویم.
ششم - با توجه به مطلب بالا، درخواست عایشه از فاطمه زهراء سلام الله علیها برای بازگو کردن گفته رسول خدا صلی الله علیه و آله کار درستی نبود. فاطمه زهراء سلام الله علیها نیز به درخواست او پاسخ منفی دادند و فرمودند: راز پیامبر را افشا نخواهم کرد.

هفتم - عایشه که پیگیر این ماجرا بود، بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله مجددا از فاطمه زهراء سلام الله علیها درخواست کرد که آن مطلب پنهانی را افشا کند. این بار صدیقه کبری سلام الله علیها از آن گفته پنهانی پرده برداشتند. از اینجا متوجه می‌شویم که بعضی رازها محدود به زمان خاصی هستند و فقط کافی است که تا وقت معینی محفوظ بمانند، مانند همین راز؛ اما برخی رازها باید تا ابد در سینه بماند

 

هشتم - اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله در حضور دیگران، آگاهی از مرگ خویش را به عنوان یک راز به دختر خود فرموده‌اند، جای تفکر دارد. به عبارت دیگر آگاهی از زمان مرگ آن حضرت باعث برنامه ریزی ها و اتفاقات  ناخوشایندی بوده است که حضار آن جمع (که عایشه قطعا یکی از آنها بوده است) نمی‌بایست از آن مطلع شوند.
نهم - ما نیز باید بیاموزیم که هر چه می‌دانیم را نباید به شکل علنی بازگو کنیم بلکه باید به عواقب آن و تأثیراتی که افشاء شدن رازمان برای دیگران دارد اندیشیده باشیم. خاصه آنکه راز ما تأثیرات عمومی و خانوادگی و اجتماعی منفی داشته باشد.
دهم - اگر ما در آن مجلس بودیم چه می‌کردیم؟ آیا از سخن پنهانی پیامبر صلی الله علیه و آله در حضور ما ناراحت می‌شدیم؟ این سوالی است که خوب است درباره آن بیندیشیم و سخن های درونی مان را کند و کاو کنیم.

 

پی نوشت:
1- وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى‏ أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطانَ إِلاَّ قَلیلاً (سوره نساء، آیه 83)
و هنگامى که خبرى از ایمنى و ترس [چون پیروزى و شکست‏] به آنان [که مردمى سست ایمان‏اند] رسد، [بدون بررسى در درستى و نادرستى‏اش‏] آن را منتشر مى‏کنند، و [در صورتى که‏] اگر آن خبر را به پیامبر و اولیاى امورشان [که به سبب بینش و بصیرتْ داراى قدرت تشخیص و اهل تحقیق‏اند] ارجاع مى‏دادند، درستى و نادرستى‏اش را در مى‏یافتند [چنانچه به مصلحت جامعه بود، انتشارش را اجازه مى‏دادند و اگر نبود، از انتشارش منع مى‏کردند] و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، یقیناً همه شما جز اندکى از شیطان پیروى مى‏کردید.
2- الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتی‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبیلاً إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیًّا کَبیراً (سوره نساء، آیه 34)
مردان، کارگزاران و تدبیرکنندگانِ [زندگى‏] زنانند، به خاطر آنکه خدا مردان را [از جهت توان جسمى، تحمل مشکلات و قدرت روحى و فکرى‏] بر زنان برترى داده، و به خاطر آنکه [مردان‏] از اموالشان هزینه زندگى زنان را [به عنوان حقّى واجب‏] مى‏پردازند پس زنان شایسته و درست کار [با رعایت قوانین حق‏] فرمانبردار [و مطیع شوهر]ند [و] در برابر حقوقى که خدا [به نفع آنان بر عهده شوهرانشان‏] نهاده است، در غیاب شوهر [حقوق و اسرار و اموال او را] حفظ مى‏کنند. و زنانى که از سرکشى و نافرمانى آنان بیم دارید [در مرحله اول‏] پندشان دهید، و [در مرحله بعد] در خوابگاه‏ها از آنان دورى کنید، و [اگر اثر نبخشید] آنان را [به گونه‏اى که احساس آزار به دنبال نداشته باشد] تنبیه کنید پس اگر از شما اطاعت کردند براى آزار دادن آنان هیچ راهى مجویید یقیناً خدا بلندمرتبه و بزرگ است.

روح الله رستگارصفت

کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


 فرمایش امیرالمومنین علی علیه درخصوص فوائدپنجگانه سفر:تغرب عن الاوطان فی طلب العلی/وسافرففی الاسفارخمس فوائد-تفرج هم واکتساب معیشه /وعلم وآداب وصحبه ماجد

ماخذ:مستدرک الوسائل ج8ص115

ترجمه:برای کسب بلندمرتبگی ازوطن خوددورشووسفرکن که درمسافرت پنج فائده است.1-برطرف شدن اندوه 2-بدست آوردن روزی 3-کسب دانش 4-دست یافتن به آداب زندگی 5-وهم نشینی بابزرگواران

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


مهدی کیست ؟

از جابر بن عبدالله انصاری که گفته است از رسول خدا پرسیدم که من خدا ورسول او را می دانم ومی شناسم ام اولوالامر را نمی دانم . آن حضرت فرمود : ای جابر  ایشان خلفای من وامامان مسلمان بعد از من ، اول ایشان علی بن ابیطالب (ع) وبعد از آن حسن بن علی (ع) وبعد از آن حسین بن علی (ع) وبدنبال او محمد بن علی واو در تو رات معروف است به باقر وتو او را دریابی . ای جابر ، چون او را بینی سلام من را به او برسان وبعد از آن یک یک ائمه را نام می برد تا آنکه چون به حجت قائم ( عج ) رسید ؛ فرمود که نام او نام من باشد وکنیه من کنیه او وحجت خدا است وبقیة الله ؛ او در میان مردمان ، حق تعالی مشارق ومغارب را توسط او بگشاید واو از شیعه خود عنایت گردد.

احادیثی از شخصیت امام مهدی (عج ):

مهدی مردی است از فرزندان من که چهره اش چون اختر تابناک است . « پیامبر اکرم (ص) »

مهدی طاووس بهشتیان است . « پیامبر اکرم (ص) »

با مهدی ما حجتها گسسته می شود . او پایان بخش سلسله امامان ، نجات بخش امت واوج نور وراز نهان است . « امام علی (ع )»

اگر او [ امام زمان (عج) ] را دریابم تمام عمر به او خدمت می کنم . « امام صادق (ع) »

من یادگار خدا در زمین وجانشین وحجت او بر شما هستم .« امام مهدی (عج )»

من مایه امان اهل زمینم ؛ چنانکه ستارگان مایه امان اهل آسمان اند .« امام مهدی (عج ) »

نوشته مسیح الله آصفی - بعثه مقام معظم رهبری

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰

قال رسول الله صل الله علیه وآله وسلم من اکثرذکرالله احبه

پیامبرعظیم الشان اسلام فرمودهرکسی که زیادبه یادخدای متعال باشدخداوندمتعال اورادوست دارد

ذکرالهی گاهی لسانی است وگاهی قلبی ذکرقلبی به مراتب مهمترازذکرلسانی است نمازیکی ازمصادیق مهم ذکرخداست اقم الصلاه لذکری  خداوندمتعال می فرمایدنمازرابه خاطریادمن به پا دار لذا اگر نماز گزار در سراسر نمازش یاد خداراداشته باشداین نمازموردقبول حق تعالی قرارمی گیرد اما اگرذهن وقلب انسان در جای دیگری سیرکندمعلوم نیست وضعیت این نمازچگونه خواهدشد

امسال رامقام معظم رهبری (مدظله العالی) نامگذاری کردندبه سال ملت ودولت همدلی وهمزبانی یکی ازراههای عملی کردن فرمایش معظم له عمل نمودن به فرمایش گهرباررسول گرامی اسلام

است اگربه واقع یادخدادردلهازنده شودبه دنبال آن تالیف قلوب که کار ویژه خدای متعال است

صورت خواهدگرفت وقتی به حق محبت وتالیف قلوب ایجادشدهمدلی نتیجه مسلم آن است وبه دنبال

آن ،هم زبانی ایجادخواهدشداینجاست که کارها به سامان می رسدودشمنان وبدخواهان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مایوس خواهندشد.

امیدواریم خداوندمتعال سال 94 راسالی سراسر توام باموفقیت وبهروزی برای تمامی پیروان واقعی رسول گرامی اسلام وتمام دوستداران انقلاب اسلامی ایران قراردهد همچنین ظهور موفی السرورحجه ابن الحسن عسکری علیه السلام دراین سال جدیدمقررفرماید.آمین یارب العالمین

 

 


 

 

  • محمد مزینانی