هدایت

معارف اسلامی

هدایت

معارف اسلامی

۱۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

مهدی کیست؟


مهدی کیست ؟

از جابر بن عبدالله انصاری که گفته است از رسول خدا پرسیدم که من خدا ورسول او را می دانم ومی شناسم ام اولوالامر را نمی دانم . آن حضرت فرمود : ای جابر  ایشان خلفای من وامامان مسلمان بعد از من ، اول ایشان علی بن ابیطالب (ع) وبعد از آن حسن بن علی (ع) وبعد از آن حسین بن علی (ع) وبدنبال او محمد بن علی واو در تو رات معروف است به باقر وتو او را دریابی . ای جابر ، چون او را بینی سلام من را به او برسان وبعد از آن یک یک ائمه را نام می برد تا آنکه چون به حجت قائم ( عج ) رسید ؛ فرمود که نام او نام من باشد وکنیه من کنیه او وحجت خدا است وبقیة الله ؛ او در میان مردمان ، حق تعالی مشارق ومغارب را توسط او بگشاید واو از شیعه خود عنایت گردد.

احادیثی از شخصیت امام مهدی (عج ):

مهدی مردی است از فرزندان من که چهره اش چون اختر تابناک است . « پیامبر اکرم (ص) »

مهدی طاووس بهشتیان است . « پیامبر اکرم (ص) »

با مهدی ما حجتها گسسته می شود . او پایان بخش سلسله امامان ، نجات بخش امت واوج نور وراز نهان است . « امام علی (ع )»

اگر او [ امام زمان (عج) ] را دریابم تمام عمر به او خدمت می کنم . « امام صادق (ع) »

من یادگار خدا در زمین وجانشین وحجت او بر شما هستم .« امام مهدی (عج )»

من مایه امان اهل زمینم ؛ چنانکه ستارگان مایه امان اهل آسمان اند .« امام مهدی (عج ) »

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


امام على علیه السلام:

إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ وَالنَّهىَ عَنِ المُنکَرِ لا یُقَرِّبانِ مِن أَجَلٍ وَلا یَنقُصانِ مِن رِزقٍ ، لکِن یُضاعِفانِ الثَّوابَ وَیُعظِمانِ الجرَ وَأفضَلُ مِنهُما کَلِمَـةُ عَدلٍ عِندَ إمامٍ جائِرٍ؛

امر به معروف و نهى از منکر نه اجلى را نزدیک مى‏کنند و نه از روزى کم مى‏نمایند، بلکه ثواب را دو چندان و پاداش را بزرگ مى‏سازند و برتر از امر به معروف و نهى از منکر سخن عادلانه‏اى است نزد حاکمى ستمگر.

غررالحکم، ج2، ص611، ح3648

: قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله

إذا لَم یَأمُروا بِمَعروفٍ وَلَم یَنهَوا عَن مُنکَرٍ وَلَم یَتَّبِعوا الأخیارَ مِن أهلِ بَیتى ، سَلَّطَ اللّه‏ُ عَلَیهِم شِرارَهُم ، فَیَدعوا عِندَ ذلِکَ خِیارُهُم فَلا تُستَجابُ لَهُم؛

هرگاه (مردم) امر به معروف و نهى از منکر نکنند، و از نیکان خاندان من پیروى ننمایند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نیکانشان دعا کنند امّا دعایشان مستجاب نشود .

امالى صدوق، ص‏254

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


باعرض تسلیت وتعزیت بمناسبت شهادت ام ابیها حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

قالت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)

قاری ء الحدید،واذاوقعت ، والرحمن ،یدعی فی الملکوت السموات ،ساکن الفردوس - عوالم العلوم والمعارف ج 11 ص 915

تلاوت کننده سوره حدیدوواقعه والرحمن درآسمانها اهل بهشت خوانده می شوند.


قالت فاطمه (سلام الله علیها )

اذاحشرت یوم القیامه ارفع هذاالی یدی واشفع فی عصاه امه ابی - عوالم العلوم والمعارف ج 11 ص 451

آن گاه که درروز قیامت برانگیخته شوم ،دستم رابلندمی کنم گناهکاران امت پدرم راشفاعت می کنم .


قالت فاطمه (سلام الله علیها)

خیارکم الینکم مناکبه واکرمهم لنسائهم - دلائل الامامه ص 76

بهترین شما کسانی اندکه بامردم نرم ترندوزنان خویش رابیشترگرامی می دارند.

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


دلیل غیبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

به‌چه دلیل امام زمان(عج) از نظرها پنهان هستند و آیا در زمان غیبت کسى مى‌تواند با آن حضرت ارتباط داشته باشد؟

پاسخ: بیان علت حقیقى و اصلى غیبت امام زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف، امرى دشوار و شاید دور از دسترس باشد. درباره غیبت مى‌توان، هم نگاه تاریخى داشت و هم نگاه روایى:

نگاه تاریخى

وقتى به تاریخ صدر اسلام و حتى قبل از آن مى‌نگریم، به خوبى مى‌‌بینیم که جبهه کفر و باطل براى مقابله با جبهه حق و نابودى آن، از هیچ اقدامى فروگذارى نکرده و در این راه حتى از کشتن پیشوایان دین نیز ابایى نداشته است. آنان به خوبى مى‌دانستند ادامه حکومت دنیایى و سیطره بر مردم و کسب منافع نامشروع، زمانى امکان‌پذیر خواهد بود که پیشوایان دین و هادیان حق را از سر راه خود بردارند؛ لذا شهادت ائمه علیهم‌السلام در دستور کار خلفاى جور قرار گرفت. آنچه وحشت و اضطراب حاکمان خودکامه را بیشتر مى‌کرد، وعده ظهور حضرت مهدى عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف به عنوان منجى و مصلح بود. از این رو خلفاى معاصر امام حسن عسکرى علیه‌السلام، ایشان را به شدت تحت نظر داشتند تا وقتى فرزند ایشان به دنیا مى‌آید، او را در همان ابتداى زندگى به شهادت برسانند.

بنابراین، بسیار طبیعى است که خداوند آخرین حجت خود را در پرده غیبت قرار دهد تا جان او حفظ شود و در موعد مقرر و زمانى که مردم آمادگى ظهور داشتند، ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد نماید.

نگاه روایى

در روایات به علت و حکمت‌هاى متعددى اشاره شده است؛ از جمله:

الف. غیبت، سرّى از اسرار الهى: پیامبراکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: «ان هذا الامر من امر اللّه و سرّ من سرّ اللّه» ؛ «این امر الهى و سرّى از اسرار خداوند است». (بحارالانوار ، ج 51، ص73).

ب. آزمایش مردم: امام على علیه‌السلام فرمودند: «به خدا قسم، من و دو فرزندم شهید مى‌شویم. خداوند در آخرالزمان مردى از فرزندانم را به خون‌خواهى ما برخواهد انگیخت و او مدتى غایب مى‌شود تا مردم آزمایش شوند و گمراهان جدا گردند تا جایى که افراد نادان مى‌گویند: خداوند دیگر به آل محمد کارى ندارد!» (غیبت نعمانى، ب10).

ج. ستم‌پیشه بودن انسان‌ها: امیرمؤمنان علیه‌السلام فرمودند: «زمین از حجت خدا خالى نمى‌ماند، ولى خداوند به دلیل ستم‌پیشه بودن و زیاده‌روى انسان‌ها، آنان را از وجود [‌ظاهرى] حجت خود محروم مى‌سازد» (غیبت نعمانى، ب10).

برخى بر اساس روایت اول مى‌گویند: علت اصلى غیبت، روشن نیست و آنچه از علت‌ها گفته شده (مانند حفظ جان) از آثار غیبت است، نه علت اصلى. (فصلنامه انتظار، ش4، مقاله استاد طبسى)

برخى دیگر با توجه به تاریخ و روایات، علت اصلى غیبت را حفظ جان و بقیه موارد را از آثار آن مى‌دانند.

پس غیبت، امرى است که سیر حرکت انسان‌ها، آن‌را ناگزیر کرده و در این فرایند، باید به گونه‌اى برنامه‌ریزى شود تا جامعه شیعه، با کمترین مشکل بتواند پذیراى آن باشد. از این رو امامان علیهم‌السلام از یک سو راه‌هاى فهم احکام را به شاگردان مى‌آموختند تا بتوانند احکام دین را در حد توان از منابع شرع استنباط و استخراج کنند و مردم را نیز به آموختن از علما و رجوع به آن‌ها فرا مى‌خواندند و از سوى دیگر با برقرارى نهاد وکالت، مردم را به رجوع به وکیلان دعوت کردند. در همین راستا از زمان امام هادى و امام عسکرى علیهما‌السلام ارتباط مستقیم را کمتر کردند و در مواردى از پشت پرده جواب سؤالات را مى‌دادند تا مردم به ندیدن امام عادت کنند. به دنبال آن غیبت کوتاه‌مدتى (صغرى)، پیش‌بینى شد تا مردم به واسطه نواب خاص، برخى مسائل مورد نیاز را بپرسند و در ضمن رجوع دائمى به نایبان را فرا بگیرند. (ر.ک. غیبة طوسى؛ تاریخ عصر غیبت حجةالاسلام والمسلمین پورسیدآقایى، اصول عقاید، آیةاللّه مصباح یزدى؛ دادگستر جهان، آیةاللّه امینى)

اما درباره ارتباط برخى با امام عصر عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف، باید گفت حضرت مهدى علیه‌السلام داراى دو غیبت هستند:

1-غیبت صغرا ، 2. غیبت کبرا

در زمان غیبت صغرا که حضرت از چشم مردم پنهان بودند، نواب اربعه، واسطه بین امام و مردم بودند و سؤالات و مشکلاتشان توسط این نواب به حضرت گزارش مى‌شد و حضرت جواب مى‌دادند.

با پایان یافتن غیبت صغرا، ارتباط مردم توسط نواب با حضرت قطع و غیبت کبراى حضرت شروع شد. خصوصیت این دوران، این است که کسى نمى‌تواند ادعا کند که من نایب خاص حضرت هستم و با حضرت ارتباط دارم، چون هر کس چنین ادعا کند، به فرموده خود حضرت، دروغ‌گو مى‌باشد. «الا فمن ادعى المشاهدة قبل خروج السفیانى و ... فهو کذاب مفترى».

نکته دوم: در طول غیبت کبرا، انسان‌هاى صالح و بزرگى از علما و مردم باتقوا. توفیق زیارت آن حضرت نصیبشان شده است. گرچه در اکثر این تشرفات، در لحظه تشرف، حضرت را نشناخته‌اند و بعد از رفتن حضرت متوجه شده‌اند که چه توفیق بزرگى نصیبشان گشته بود و یوسف زهرا سلام‌اللّه‌علیها را نشناختند.

نکته سوم: در زمان غیبت محل زندگى و استقرار حضرت بر ما پوشیده است و اصولاً راه از طرف ما براى رسیدن خدمت حضرت بسته است. خود حضرت اگر کسى را لایق بدانند، یا به مصلحت شخص باشد توفیق تشرف به محضرشان را عنایت مى‌کنند.

نکته چهارم: ما براى رسیدن به خدمت حضرت، وظیفه و تکلیفى نداریم که حتماً لازم باشد عملى را مدت‌ها انجام دهیم تا حضرت را ببینیم. وظیفه ما این است که تکالیف شرعى و الهى خود را انجام دهیم. طورى باشیم که رفتار و کردار ما مورد پسند و رضایت حضرت قرار بگیرد و خود را براى یارى حضرت و ظهور حضرت آماده کنیم. کسى که قبلاً خود را آماده نکرده باشد، نمى‌تواند آن‌روز جزو یاران حضرت باشد.

نکته پنجم: تشرف خدمت حضرت صاحب‌الزمان علیه‌السلام، هم در بیدارى امکان دارد و هم در عالم خواب و روِیا.

روح انسان اگر نورانیتى پیدا کند و طهارت معنوى و باطنى تحصیل نماید، امکان دیدار نیز فراهم مى‌شود. اگر انسان تشنه دیدار حضرت بوده، و در عمل هم صداقت داشته باشد، این شخص امکان دارد که در بیدارى و یا عالم روِیا به خدمت حضرت برسد و از ناحیه حضرت به او توجهى بشود.

ارتباط با حضرت مهدی(عج)چگونه است ؟

ارتباط با حضرت به دو صورت مطرح مى‌شود:

الف. ارتباط روحى: انسان از لحاظ روحى احساس مى‌کند به حضرت نزدیک شده است.

این به دو رکن اساسى نیاز دارد:

1. معرفت هر‌چه بیش‌تر و عمیق‌تر به حضرت(عج)

2. عمل به وظایف دینى به ویژه انجام واجبات (به‌خصوص نماز اول وقت) و ترک محرمات )به‌ویژه در اموال و رعایت حلال و حرام(

در کنار این دو رکن، یاد کردن حضرت در زمان‌هاى مختلف و دعا براى وجود مقدس ایشان و زمینه‌سازى نیز داراى اهمیت است.

ب. ملاقات و دیدار: در زمان غیبت، به صورت عادى دیدار آن بزرگوار (که همراه با شناخت باشد) امکان ندارد؛ مگر در مواردى که به صلاح و مصلحت باشد. براى این نوع ارتباط هر چند رفتن چهل شب به مسجد جمکران در میان مردم معروف است؛ ولى به نظر مى‌رسد رعایت حدود دینى همراه با توسل و استغاثه به آن حضرت، راه صحیح‌ترى باشد. البته باید دانست که اگر صلاح نباشد، دیدار نیز اتفاق نمى‌افتد.

بخش مهدویت تبیان


منبع: غیبت امام عصر یا پنهانی خورشید عدالت ، نوشته محمد خادمی شیرازی

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


Image result for ‫حجاب‬‎Image result for ‫حجاب‬‎Image result for ‫حجاب‬‎

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


والفجرولیال عشروالشفع والوتر

امام خمینی (قدس سره)

بیدارباشیدکه حفظ پیروزی ونهضت بسیارمشکل ترازاصل آن است.

مقام معظم رهبری:

دهه فجرسرآغازطلوع اسلام ومقطع رهائی ملت ایران است.

فرارسیدن دهه مبارک فجر سی وهشتمین سالگردپیروزی نظام شکوهمندانقلاب اسلامی وورودتاریخی بنیان گذارکبیرانقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (قدس سره ) در12بهمن سال 1357به خاک پاک وطن برتمام ایرانیان سرافرازمبارک باد.

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


خلافت؛ «پیراهنی» که دزدیده شد!!

«سرانجام (بعد از اندیشه کافى و در نظر گرفتن تمام جهات) دیدم بردبارى و شکیبایى در برابر این مشکل، به عقل و خرد نزدیکتر است، به همین دلیل شکیبایى پیشه کردم (نه شکیبایى آمیخته با آرامش خاطر بلکه) در حالى بود که گویى چشم را خاشاک پر کرده و استخوان، راه گلویم را گرفته بود»

فرآوری: حامد رفیعی - بخش نهج البلاغه تبیان
خلافت

خلافت معنوی یا وراثت مادی؟!

خلافت یک میراث الهى و معنوى است که از پیامبر صلى الله علیه وآله، به جانشینان معصومش مى رسد نه یک میراث شخصى و مادّى و حکومت ظاهرى. شبیه این تعبیر در آیات قرآن نیز دیده مى شود آن جا که «زکریا» از خداوند تقاضاى فرزندى مى کند که «وارث او» و «وارث آل یعقوب» باشد و بتواند به خوبى از میراث نبوّت و پیشوایى خلق پاسدارى کند؛ «فَهَبْ لى مِنْ لَدُنْکَ وَلِیاً یَرِثُنى وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ».(مریم/ 5 و 6) از همین نظر در حدیث مشهور نبوى آمده است: «اَلْعُلَماءُ وَرَثَةُ الاَنْبیاءِ؛ دانشمندان وارثان پیامبرانند».

در حقیقت این میراث متعلّق به همه امّت است ولى در اختیار امام و جانشین پیامبرصلى الله علیه وآله، قرار داده شده است.

خلافت پیراهن نیست 

طوفانهاى سخت و سنگینى بعد از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) براى تغییر محور خلافت انجام شد که نتیجه آن کنار گذاشتن شایسته ترین فرد براى جانشینى رسول خدا شد و مشکلات عظیمی به خاطر تخلّف از نصّ صریح پیامبر (صلى الله علیه وآله) در امر خلافت براى مسلمین پدید آمد.

امام علی علیه السلام، پس از وقایع تلخ غصب خلافت، هرگز مسئولیّت خود را در برابر امّت فراموش نکرد، ولى در میان دو محذور، گرفتار بود: محذور اوّل این که قیام کند و با مخالفان، درگیر شود. محذور دوّم این که در آن محیط تاریک و ظلمانى صبر کند.

امام علی علیه السلام، در برابر ماجرای سقیفه سکوت نکرد و شکایت خود را از این ماجرا در سخنان فراوانی بیان داشت، که مهمترین آن ها خطبه شقشقیه در نهج البلاغه است. ایشان مى فرماید: «به خدا سوگند او پیراهن خلافت را بر تن کرد در حالى که خوب مى دانست موقعیّت من در مسأله خلافت همچون محور سنگ آسیاست.»

 آرى خلافت پیراهن نیست؛ سنگ آسیاى گردنده جامعه است؛ خلافت نیاز به محور دارد، نه این که کسى او را بر تن کند و پوشش خود قرار دهد.

سپس دلیل روشنى براى این معنا ذکر مى کند که به هیچ وجه قابل انکار نیست، مى فرماید: «سیلهاى خروشان و چشمه هاى (علم و فضیلت) از دامنه کوهسار وجودم پیوسته جارى است و مرغ (دور پرواز اندیشه) به قلّه وجود من نمى رسد» 

امام بر سر دوراهی!

امام علی علیه السلام، پس از وقایع تلخ غصب خلافت، هرگز مسئولیّت خود را در برابر امّت و وظیفه اى که خدا و پیامبرش بر دوش ایشان گذارده بودند فراموش نکرد، ولى در میان دو محذور، گرفتار بود: محذور اوّل این که قیام کند و با مخالفان، درگیر شود در حالى که از یکسو، یار و یاور کافى نداشت و از سوى دیگر این قیام موجب شکاف در میان مسلمین مى شد و فرصت به دست منافقان و دشمنانى مى داد که در انتظار چنین شرایطى بودند. محذور دوّم این که در آن محیط تاریک و ظلمانى صبر کند.

به همین دلیل می فرماید: «پیوسته در این اندیشه بودم که آیا با دست بریده (و نداشتن یار و یاور به مخالفان) حمله کنم یا بر این تاریکى کور، صبر نمایم؟» 

«به خدا سوگند او پیراهن خلافت را بر تن کرد در حالى که خوب مى دانست موقعیّت من در مسأله خلافت همچون محور سنگ آسیاست.»

سرانجام، تصمیم گیرى خود را در برابر این «دو راهى» مشکل و خطرناک به این صورت بیان مى فرماید: «سرانجام (بعد از اندیشه کافى و در نظر گرفتن تمام جهات) دیدم بردبارى و شکیبایى در برابر این مشکل، به عقل و خرد نزدیکتر است، به همین دلیل شکیبایى پیشه کردم (نه شکیبایى آمیخته با آرامش خاطر بلکه) در حالى بود که گویى چشم را خاشاک پر کرده و استخوان، راه گلویم را گرفته بود».

این تعبیر، ترسیم گویایى از نهایت ناراحتى امام در آن سالهاى پر درد و رنج مى باشد.

حرف آخر

آری! شرایط به گونه ای ترسیم گردید،که هر گونه جهاد، جز کشته شدن امیر المومنین علیه السلام و پایمال شدن خون آن حضرت علیه السلام، حاصلی در پی نداشت. اما امام علی علیه السلام، هرگز از ادعای خود مبنی بر این که حکومت اسلامی حق قطعی وی بوده، دست برنداشته و در تمام دوران حکومت خلفا و پس از آن نیز دائماً به آن اشاره می‌کند، دلایل عدم اقدام عملی و مسلحانه علیه ماجراهای غصب خلافت که به صورت موضوعی از نهج البلاغه استخراج شده است به شرح ذیل می باشد  :

-کمی یاران و بی وفایی دوستان (خطبه های 3 و 26 و 217)

- یاوری جزء اهل بیت نداشتن (خطبه 26 و217)

-یاری اسلام و طرفدارانش (خطبه74 و نامه 62)

- از بین رفتن آشوب و غوغا و استقرار یافتن دین پیامبر (خطبه 74 و نامه 62)

-آگاهی داشتن از علوم پنهان و حوادث آینده (خطبه 5)

-راضی و تسلیم بودن در برابر امر خدای سبحان (خطبه 37)

-عمل به عهد و پیمان با پیامبر (خطبه 37)


منابع:

- نهج البلاغه؛ خطبه3، 5، 26، 217، 37، 74 و نامه 62.

- اصول کافى، ج 1، ص 32 و 34.

- مکارم شیرازی، پیام امام، ج 1، ذیل خطبه سوم

- علی محمد میر جلیلی، امام علی علیه السلام و زمامداران، ص 160.

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


پرسش 

حرمت شراب در قرآن

تاریخ انتشار : 1388/10/7

 

بازدید : 53101

 

منبع: پایگاه حوزه، شماره 2-14419

سوال

چرا حرام بودن شراب در قرآن گفته نشده؟

پاسخ

در قرآن ذکر شده چنانکه می فرماید:

یسئَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کبِیرٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکبرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَ یسئَلُونَک مَا ذَا ینفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِک یبَینُ اللَّهُ لَکُمُ الاَیتِ لَعَلَّکمْ تَتَفَکَّرُونَ‏.[1]

در باره شراب و قمار، از تو می‏پرسند، بگو: «در آن دو، گناهی بزرگ، و سودهایی برای مردم است، و[لی‏] گناهشان از سودشان بزرگتر است. » و از تو می‏پرسند: «چه چیزی انفاق کنند؟» بگو: «مازاد [بر نیازمندی خود] را.» این گونه، خداوند آیات [خود را] برای شما روشن می‏گرداند، باشد که در [کار] دنیا و آخرت بیندیشید.

یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تَقْرَبُوا الصلَوةَ وَ أَنتُمْ سکَرَی حَتی تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلا عَابِرِی سبِیلٍ حَتی تَغْتَسِلُوا وَ إِن کُنتُم مَّرْضی أَوْ عَلی سفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنکُم مِّنَ الْغَائطِ أَوْ لَمَستُمُ النِّساءَ فَلَمْ تجِدُوا مَاءً فَتَیمَّمُوا صعِیداً طیباً فَامْسحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیدِیکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَفُواًّ غَفُوراً[2]

ای کسانی که ایمان آورده‏اید، در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا زمانی که بدانید چه می‏گویید؛ و [نیز] در حال جنابت [وارد نماز نشوید] -مگر اینکه راهگذر باشید- تا غسل کنید؛ و اگر بیمارید یا در سفرید یا یکی از شما از قضای حاجت آمد یا با زنان آمیزش کرده‏اید و آب نیافته‏اید، پس بر خاکی پاک تیمّم کنید، و صورت و دستهایتان را مسح نمایید، که خدا بخشنده و آمرزنده است.

یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِنَّمَا الخَْمْرُ وَ الْمَیسرُ وَ الأَنصاب وَ الأَزْلَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشیطنِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‏[3]

ای کسانی که ایمان آورده‏اید، شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند. پس، از آنها دوری گزینید، باشد که رستگار شوید.

این آیه هم در مدینه نازل شد و حکم قطعی حرمت شراب را بیان کرد. در شأن نزول این آیه گفته اند وقتی که آیه 43 سورة نساء نازل شد. عمر گفت:

اللهم بین لنا فی الخمر بیانا شافیا.یعنی خدایا درباره خمر بیانی روشن و کافی... برای ما بیاور چون خلیفه دوم تا آن زمان شراب می نوشید. و بعد این آیه نازل شد. البته درباره شأن نزول آیه فوق نظرات دیگری هم هست. این آیه در سال چهارم هجرت و 17 بعثت نازل شد و خمر به طور قطعی و کامل تحریم شد. البته آیات دیگری نیز در مذمت خمر وجود دارد. در روایتی امام صادق(ع) فرمود:

مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیاً قَطُّ إِلَّا وَ قَدْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّهُ إِذَا أَکْمَلَ لَهُ دِینَهُ کَانَ فِیهِ تَحْرِیمُ الْخَمْرِ وَ لَمْ تَزَلِ الْخَمْرُ حَرَاماً إِنَّ الدِّینَ إِنَّمَا یحَوَّلُ مِنْ خَصْلَةٍ ثُمَّ أُخْرَی فَلَوْ کَانَ ذَلِکَ جُمْلَةً قُطِعَ بِالنَّاسِ دُونَ الدِّینِ[4]

یعنی: خداوند هرگز پیامبری را بر نیانگیخت مگر آنکه می دانست که چون دین او را کامل کند تحریم شرابخواری نیز در آن است. شراب همیشه حرام بوده است. دین از خصلتی به خصلت دیگر تحول می یابد و اگر از ابتدا کامل بود مردم دین را نمی پذیرفتند.

در اینجا عباراتی را از کتاب  آیات الأحکام (الجرجانی) در ذیل خدمتتان ارائه می نمائیم

قوله تعالی فی سورة المائدة یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ[5]

یعنی ای گروه مؤمنان اینست و جز این نیست که شراب و قمار و بتان و عمل نمودن به تیرها که عادت اهل جاهلیت بود جهة قمار یا استخاره پلیدیست ناشی از عمل شیطان پس اجتناب کنید از خمر شاید که رستگاری یابید.

پوشیده نماند که علماء متفقند بر آن که آیت آخر آیتی است که نازل شده است در شأن خمر لیکن اصحاب ما بر آنند که هیچ آیت نازل نشده است که دلالت کند بر تحلیل خمر بلکه هر آیت که در شأن او نازل شده دالست بر تحریم او و حرمت او متفق علیه جمیع شرایع و ادیان است بنا بر آن که مدار تکالیف شرعیه بر عقل است و او مزیل عقل است و جمهور مخالفین بر آنند که خمر در اول اسلام حلال بود»[6] و در آخر حرام شد باین آیت.

و گویند که چهار آیت نازل شده است در شأن خمر یکی قول خدای تعالی در سوره نحل وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِیلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً[7] یعنی و از جمله موهای درختها خرما و انگور فرا می‏گیرید از هر یک ازین میوه‏های شراب که مزیل عقل است و روزی نیکو[8]  این آیت نازل شد در مکه و مردم به شرب خمر مشغول بودند و به حلالی می‏خوردند بعد از آن عمر و معاذ و جمعی از اصحاب رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم گفتند ای رسول خدا فتوی ده ما را در باب خمر

از جهت آن که او زایل کننده عقل است و بر اندازنده مال است پس نازل شد قول خدای تعالی یسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ[9] یعنی می‏پرسند از تو ای محمد در باب خمر و قمار بگو در ایشان گناه بزرگست و فایده‏هاست از برای مردم[10] پس بعد از نزول این آیت بعضی می‏خوردند و بعضی نمی‏خوردند بعد از آن عبد الرحمن بن عوف روزی ضیافت کرد جمعی را از اصحاب پس خمر خوردند و مست شدند و پیشنمازی کرد یکی ازیشان و در نماز سوره قُلْ یا أَیهَا الْکافِرُونَ خواند و خواند که اعبد ما تعبدون پس نازل شد:

قول خدای تعالی یا أَیُهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکاری[11]‏ _ [12]

بعد از نزول این آیت مردم به شرب خمر کم اقدام می‏نمودند تا آن که روزی ضیافت کرد عتبان بن مالک سعد بن ابی وقاص را با جمعی از اصحاب پس خمر خوردند و مست شدند و شعرها می‏خواندند و با یکدیگر تفاخر می‏کردند سعد شعری خواند در هجو انصار بود پس شخصی از انصار که آنجا حاضر بود زد سعد را به استخوانی طرف دهان شتر و سر او را شکست چنانکه سفیدی سر استخوان‏ او نمایان شد پس سعد شکایت کرد نزد رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم پس نازل شد این آیت که إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیسِرُ الی آخر[13] پس امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود که اگر قطره از شراب در چاهی افتد پس به جای آن چاه مناره بنا کنند اذان نگویم بر آن مناره و اگر قطره از شراب در دریا افتد پس خشک شود آن دریا و از زمین او گیاه برآید نچرانم آن گیاه هیچ حیوانی را[14] و بعضی محققان گفته‏اند که همه آیات مذکوره دلالت می‏کند بر تحریم خمر چنانکه به اندک تأملی ظاهر می‏گردد و ازین مقدمات معلوم شد که مقصود از آیت مذکوره بیان حکم خمر است و باقی امور تبعیت اوست.[15]



[1] . آیه 219 سورة بقره

[2] . آیه 43 سورة نساء

[3] . سورة مائده آیه 90

[4] . وسایل الشیعه ج 17 ص 237 حدیث1

[5] . سورة المائدة  آیه 90

[6] . آیتی در موضوع حلیت خمر نازل نشده است چنانچه مذکور خواهد شد بلکه بعنوان عادت جاهلیت می‏خوردند با نهی شرع اسلامی چون که نهی به عناوین مختلفه نازل شده تا این که آیه فاجتنبوا و آیه( فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ) نازل شد تا این که گفتند انتهینا انتهینا.

[7] . آیه 67 فی النحل

[8] . از آیه شریفه مستفاد نمی‏شود حلیت خمر چون که سکر در لغت بمعنی سرکه آمده و مراد از رزق حسن دبس است و خوردن جمعی از روی عادت جاهلیت دلیل بر حلیت خمر نمی‏باشد.

[9] . آیه 219، البقرة

. [10] آیه شریفه صریح است در حرمت خمر چون که می‏فرماید در خصوص خمر و قمار این دو عمل گناهی است بزرگ و وجود منافع جزئی در بعض موارد و در تجارت موجب حلیت آنها نمی‏باشد چنانچه در خصوص قمار مسلم همه مسلمانان است و تشبثات جمعی از اهل سنت به حلیت برای حفظ احترام گذشتگان و پرده پوشی از اعمال قبیحه آنهاست فقط.

[11] . آیه 43، النساء

[12] . و هم چنین این آیت صریح در حرمت خمر است و اقدام جمعی از اصحاب دلیل بر جواز شرعی نمی‏شود

[13] . در اطراف آیات خمر کلام و بحث مفصلی در کتاب اثبات الایات ایراد گردیده رجوع به آن جا کنید.

[14] . این قبیل روایات باید طرح بشود زیرا که موضوع حرمت خمر است نه گیاه روییده شده از محل خمر و معلوم است که حکم مرتفع می‏شود به ارتفاع و زوال موضوع و موضوع از بین رفته از جهت استحاله و تبدل موضوع و ایجاد مناره در محل نجس موجب حرمت اذان و مکث نمی‏شود و این قبیل کلام سزاوار نیست که به پیشوایان دین نسبت داده شود (علیکم بالدرایة لا بالروایة).

[15] . آیات الأحکام (الجرجانی)، ج‏1، ص: 83  تا ص: 85

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰

 

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


رسول اکرم صلى الله علیه و آله

خَیرُکُم خَیرُکُم لأَهلِهِ و َأَنَا خَیرُکُم لأَهلى ما أَکرَمَ النِّساءَ إلاّ کَریمٌ و َلا أَهانَهُنَّ إلاّ لَئیمٌ؛


بهترین شما کسى است که براى خانواده اش بهتر باشد، و من از همه شما براى خانواده ام بهترم، زنان را گرامى نمى دارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمى کند مگر شخص پَست و بى مقدار.

نهج الفصاحه ص472 ح 1520

 

پدر من فوت کرده است و نماز قضا داشته است. من هم نماز قضا دارم. وظیفهٔ چیست؟
پاسخ – اگر شما پسر بزرگ هستید، نمازهای قضای پدر شما بر عهدهٔ شماست. شما باید هر دو نمازهای قضا را بجا بیاورید. در نماز ادا نماز خودتان مقدم است ولی در نماز قضای تقدمی وجود ندارد ولی در روزه این‌طور نیست زیرا وقت آن معین است و اگر زمان زیادی تا ماه رمضان باقی نمانده باشد شما باید اول روزهٔ قضای همان سال خودتان را بجا بیاورید ولی اگر از روزه‌های سال گذشته باشد تفاوتی ندارد. شما باید نمازها و روزه‌های قضای خودتان را خودتان بجا بیاورید ولی می‌توانید نماز و روزه‌های پدرتان را به دیگری بسپاریدیعنی کسی رابراین موضوع اجیرنمائید.

  • محمد مزینانی