هدایت

معارف اسلامی

هدایت

معارف اسلامی

۴ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

 


باسمه تعالی

عواملی که باعث عاقبت به خیری می شودازجمله آنها دعا ها است مانند:

1- دعای تمجیدکه دراواخرکتاب شریف کلیات مفاتیح الجنان مرحوم حاج شیخ عباس قمی آمده است انت الله لااله الاانت رب العالمین ،انت الله لااله الاانت الرحمن الرحیم ...ص964

2-دعای شریف ربنا لاتزغ قلوبنا بعداذهدیتنا وهب لنامن لدنک رحمه انک انت الوهاب

3-زیادگفتن ذکرشریف بسم الله الرحمن الرحیم لاحول ولاقوه الابالله

4-زیادصلوات برمحمدوآل محمدفرستادن

5-سوره مبارکه زلزال رادرنمازها خواندن

6-سوره مبارکه مومنون رادرروزهای جمعه بخواندختم له بالجنه -عاقبت کارش بهشت برین است

7-دعای شریف رضیت بالله ربا وباالاسلام دینا وبالقرآن کتابا وبالکعبه قبله وبعلی ولیا واماما ...

8-دعای شریف اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک ...

9- دعای دوازدهم صحیفه سجادیه

اما توصیه های عملی جهت عاقبت به خیرشدن

1- عزاداری و اشک براباعبدالله الحسین علیه السلام

2-من احسن الی الناس حسنت عواقبه -احسان به مردم عاقبت به خیری می آورد

3- محافظت براوقات نمازداشتن -دغدغه نمازداشتن واول وقت خواندن نمازها

پیامبرگرانقدراسلام می فرماید مردم نسبت به نمازچهاردسته هستند:ا

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم )امتی علی اربعه اصناف صنف یصلون ولکنهم فی صلاتهم ساهون صنف یصلون احیانا ولایصلون احیانا صنف لایصلون ابدا ...

رسول گرامی اسلام می فرمایند امتان من نسبت به نماز4 دسته هستند واین تقسیم بندی طبق فرمایشات قرآن کریم است

یک گروه نمازمی خوانندولی درخواندن نمازساهون هستند به نمازبی اعتنا هستندهروقت شدآن رامی خوانند یااینکه نمازخیلی برایشان سنگین است حضرت فرمود این گروه فکان لهم الویل  - ویل جایگاه اینها است قرآن می فرمایدفویل للمصلین الذینهم فی صلاتهم ساهون والذینهم یرائون ویمنعون الماعون

گروه دوم _ گاهی نمازمی خوانندوگاهی نمازنمی خوانند بعضی ازمواقع نمازصبحشان رانمی خوانندحضرت فرموداین گروه فلهم الغی

اینها گمراه هستند فخلف من بعدهم خلف اضاعوالصلاه واتبعوالشهوات فسوف یلقون غیا

گروه سوم اصلا نمازنمی خوانند اینها سقرجایگاهشان است پایین ترین درجه جهنم قرآن می فرماید ماسلککم فی السقر قالوا لم نک من المصلین

استاد حجه الاسلام والمسلمین دکتررفیعی

احتمالا گروه چهارم درابتدای سوره مومنون به آنها اشاره شده است قدافلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون ... والذین هم علی صلواتهم یحافظون

گروه چهارم هم درنمازشان خاشع هستندوهم محافظت ویژه ای بر نمازهایشان دارند

 

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰

 

ادامه مباحث مدیریتی 25 به استنادآیات قرآنی

240.مدیران و رهبران، باید تاکتیک‌ها و تبلیغات رقبا را پیش‌بینی کنند تا بتوانند علیه آن به موقع اقدام کنند.

ارتقا براساس عملکرد

وَ لِکُلٍّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا ... ‏(احقاف، 19)

در قیامت، برای هر کس به میزان عمل، رتبه و درجه قرار داده شده است.

241.ارتقای سازمانی و اعطای پست‌ها و مناصب باید بر اساس میزان عملکرد مثبت و نتیجه ارزیابی عملکرد افراد صورت گیرد.

مسؤولیت و اختیارات

إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمّا فِداءً ... ‏(محمد، 4)

پس از آن که در جنگ عده ای را اسیر گرفتید، تصمیم‌گیری با خودتان که یا آنها را با منّت آزاد کنید و یا فدیه بگیرید و آزاد کنید.

242.پس از دادن مسؤولیت، باید اختیاراتی هم به افراد تفویض نمود تا در موقع لزوم بر طبق آنچه که صلاح می‌دانند تصمیم‌گیری کنند.

دلسوز بودن

وَ اسْتَغْفِرْ ... لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ ... ‏(محمد، 19)

ای پیامبر، برای مردان و زنان با ایمان امت خود استغفار کن.

243.یکی از ویژگی‌های مدیران در نظام اسلامی، دلسوز بودن و خیرخواه بودن نسبت به افراد تحت امر است.

استحکام در برابر رقبا

فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ اْلاعْلَوْنَ .... ‏(محمد، 35)

در جنگ سستی نورزید و در حال قدرت و برتری، پیشنهاد صلح دهید.

244.دوری از سستی در انجام وظایف، باعث ایجاد صلابت و استحکام در مقابل رقبا می‌شود.

پیامدهای تصمیم

وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصیبَکُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَیرِ عِلْمٍ ... (فتح، 25)

خداوند در صلح حدیبیه اجازة حمله به مکه را نداد و فرمود: در مکه زنان و مردان با ایمانی هستند که ممکن است در اثر حمله شما، نادانسته، مورد ضرر و زیان قرار گیرند.

245.رهبر و مدیر در جامعة اسلامی، باید همة جوانب و آثار و پیامدهای تصمیمات خود را در نظر بگیرد و شتاب زده فرمانی صادر نکند.

اهلیت و اولویت

وَ کانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها ... فتح، (26)

خداوند، آرامش خود را بر دل‌های مؤمنین نازل فرمود، زیرا که ایشان به رعایت تقوی سزاوارتر و اهل آن بودند.

246.اهلیت و اولویت، دو شرط دریافت مسؤولیت است. اهلیت یعنی دارا بودن شرایط احراز مسؤولیت و اولویت به معنی داشتن امتیاز ویژه است.

احترام، زمینه سازی برای دستورات

یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَینَ یدَی اللّهِ وَ رَسُولِهِ ... ( حجرات، 1)

ای کسانی کهایمان آورده‌اید در هیچ کاری بر خدا و پیامبرش پیشی نگیرید.

247.پیش از دستور به کاری، ابتدا باید زمینه‌های روانی پذیرش را در مخاطب ایجاد کرد. جملة "یا أیها الّذین آمنوا: ای کسانی کهایمان آورده‌اید" به مؤمنان شخصیت می‌دهد و رابطة آنان را با خدا مستحکم می‌سازد، سپس به بیان دستور می‌پردازد.

خطر زود باوری و سطحی‌نگری

یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْمًا بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ‏(حجرات، 6)

ای‌کسانی کهایمان آوردهاید اگر فاسقی برای شما خبری آورد تحقیق کنید تا مبادا از روی بی‌اطلاعی تصمیم بگیرید و به قومی آسیب برسانید و سپس از کردة خود پشیمان شوید.

248.مدیران باید اهل تحقیق و بررسی باشند و از زودباوری و سطحی نگری به شدت بپرهیزند.

249.مراجع بازرسی و نظارت نباید واحد باشد، که تنها از یک مجرا کسب اطلاع کرد، بلکه در بسیاری از موارد باید از چند منبع موضوعات را بررسی نمود تا حقیقت آشکار گردد.

250.علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد. چنان که حضرت حق می‌فرماید: کاری نکنید که از کردة خود پشیمان شوید.

ادامه دارد...

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


خواجه عبدالله انصاری گوید:

اگربرآب روی خسی ،اگردرهواپری مگسی ،دل به دست آری کسی بذل وبخشش به مردم وبرداشتن بارازدوش آنان نشانه کس بودن است.

جنیدبغدادی گوید:

جوانمردی آن است که بارخودبرخلق ننهی وآنچه داری بذل کنی .

چوکم شدنوردیده بارعینک می کشدبینی /زبینی بایدآموزی ره همسایه داری را

دریغ ازجان مکن چون شمع اندرخدمت مردم /که خودمی سوزدورونق به هرکاشانه می بخشد

افلاطون گوید:

حریصترین حیوانات مگس وقانع ترین آنهاعنکبوت است ،خداوندحریصترین راخوراک قانع ترین قرارداده است ،عنکبوت باتنیدن تار،مگس راطعمه وصیدخودقرارمی دهد.

مورم اما خوشه چین خرمن دونانیان نیم /می کنم شکربه اکسیرقناعت خاک را

ماخذکتاب نکته های مفیدص6-145

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


Image result for ‫شیخ حسنعلی نخودکی‬‎

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: عارفِ کامل، سالک زاهدِ صاحب کرامت، حاج شیخ حسنعلی فرزند علی اکبر مقدادی اصفهانی، در سال 1279 در نیمه ماه ذی القعده، در خانواده ای متدین، زاهد و متقی و دوستدار اهل علم، چشم به جهان گشود.

 

حسنعلی در خانواده ای دیندار و پرهیزکار پرورش یافت و در این کانون گرم و صمیمی از تعلیمات پدر خود نیز بهره های فراوانی کسب نمود. این پدر شایسته، فرزندش را از هفت سالگی نزد حاج محمدصادق تخت پولادی که دارای نفسی گرم بود، راهی نمود و حاج شیخ حسنعلی نخودکی تا یازده سالگی که استادش وفات یافت، در خدمت او بود. فرزند مرحوم شیخ حسنعلی در این باره می نویسد: «پدرم از همان کودکی زیر نظر حاجی به نماز و روزه و انجام مستحبات و نوافل شب و عبادت پرداخت و تا یازده سالگی پیوسته مورد لطف و مرحمت خاص استاد خود بود...»
پس از آن شیخ در زادگاهش اصفهان، مقدمات و ادبیات عرب را فراگرفت و همچنین فقه، اصول، فلسفه و منطق را، و در سال 1304 ﻫ.ق رهسپار نجف گردید و پس از کسب فیض از محضر اساتید آن دیار در سال 1311 ﻫ.ق راهی ایران گردید و در مشهد مقدس اقامت گزید. اقامت ایشان در مشهد، چهار سال بطول انجامید و در سال 1315 ﻫ.ق دوباره به اصفهان و از آنجا راهی نجف اشرف گردید و تا سال 1318 ﻫ.ق در آنجا ماند و سپس در سال 1319 ﻫ.ق به اصفهان و سپس به شیراز سفر نمود و در آنجا بعد از ظهرها به فراگیری کتاب قانون ابوعلی سینا نزد طبیب مشهور عصر، حاج میرزا جعفر طبیب پرداخت و صبح ها نیز در مطب آن طبیب بزرگوار به مداوای مریضان و نسخه نویسی مشغول بود.

رفع مشکل مردم در اولویت!
با این که شیخ حسنعلی را از عالمان بزرگ زمان خود دانسته اند و بسیاری از علوم را نزد فقها و عرفای بزرگ زمان خود تحصیل نموده بود، اما به دلیل توجه زیاد مردم و بیماران به او، می توان گفت که او خود را وقف خدمت به مردم و مداوای بیمارانشان کرده بود. آیت الله مروارید که از شاگردان ایشان بوده است می گوید:
«
هر روز جلوی منزل او و حتی در محل تدریس او؛ بیماران صف می کشیدند و از او دعا می خواستند و آن بزرگ، همیشه با روی خوش با آن ها برخورد می کرد و گاهی برای پیدا کردن نوعی از گیاهان دارویی، به کوه ها و نواحی اطراف مشهد می رفت، ولی با این حال، تا آن جا که فرصت داشت به تدریس و پرورش شاگردان خود می پرداخت؛ اما به دلیل شهرت او در استجابت دعا و مداوای بیماران، از شاگردان و کرسی تدریس او اطلاعات کمی در اختیار می باشد».
شیخ حسنعلی و پدر گرامی اش، خود را وقف خدمت به اهل البیت (ع) و فرزندان آن بزرگواران نموده بودند، به نحوی که از حکایات زندگی آن عالم ربانی فهمیده می شود، به طوری که ایشان نسبت به خدمت به سادات، اهتمام ویژه ای داشته است؛ به ترتیبی که ایشان در آخرین روز عمر خود در وصیت خویش به فرزندش چنین فرمودند:
«
بدان که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بنده ی خدا می شود و به عکس انجام مستحبات، مرتبه او را ترقی می بخشد. بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیدم، به برکت بیداری شب ها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است؛ ولی اصل و روح این اعمال، خدمت به ذراری ارجمند رسول اکرم (ص) است».
سپس فرزندش را به ادای نمازهای یومیه در اول وقت و تلاش در انجام حوایج مردم سفارش کرده و می گوید: «سوم آن که سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هر چه داری، در راه ایشان صرف و خرج کنی و از فقر و درویشی در این کار پروا نمایی»

از دست دادن مناصب دنیوی اهمیتی ندارد!
یکی از جلوه های بارز شخصیت عالم فرزانه، زهد و بی اعتنایی وی نسبت به دنیا و مظاهر دنیوی بوده است. وی از مناصب دنیوی دوری می نمود و پیوسته به یاران و دوستان سفارش می کرد که از این مناصب پرهیز کنند و از دست دادن آن را مهم ندانند. او عامل عمده ی سعادت و خوشبختی انسان را تقوی می دانست و می فرمود: «بالتقوی بلغنا ما بلغنا». اگر در این راه تقوی نباشد، ریاضت ها و مجاهدت ها جز خسران، ثمری ندارد و نتیجه ای جز دوری از درگاه حق تعالی نخواهد داشت، و ایشان در جواب یکی از دوستانش این گونه می نویسد: «... مادام که چشم بر این متاع بی قدر و این دنیای پست دوخته ای، بدان که معامله تو با زیان همراه و اساس معنویت همچنان تباهی است، و گمان مبر که زیرکانه عمل می کنی؛ پس از این خانه هلاکت، خود را رها کن و روی به سوی خانه ی آخرت نما تا روی تو خرم گردد و دیده ات به سوی پروردگار ناظر و روشن گردد»

بازگشت روح به جان شیخ!؟
شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی، سرانجام پس از سال ها خدمت به مردم و کسب مراحل عالی کمال، در هفدهم شعبان سال 1361 ﻫ.ق جهان فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت و جمعیت زیادی از مردم ایران در شهرهای مختلف و به ویژه شهر مشهد مقدس، در فوت او به سوگ نشستند.
وی از جمله مردان بزرگی بود که مقام مرگ اختیاری را کسب کرده بود و دو ماه قبل از رحلتش، اطرافیان و فرزندش را از روز مرگ خویش آگاه نمود و حتی یکبار قبل از تاریخ فوت، روح بلندش از بدن خارج شد؛ اما با توسل به امام علی بن موسی الرضا (ع)، برای انجام برخی وصایا، دوباره حیات ظاهری یافت و چنانچه روایت شده است، ایشان در روزهای آخر عمر، جز سادات، کسی دیگر را بر بالین خود راه نمی داد و سرانجام نیز پیکر پاکش روی دست هزاران نفر از ارادتمندانش تا دِهِ سمرقند تشییع گردید و در آن جا بنابر وصیتش با آب روان غسل داده شد و سپس در صحن عتیق حرم مطهر امام رضا (ع) در ماه شعبان، در کنار ایوان عباسی به خاک سپرده شد.

کراماتی خارق العاده
یکی از دلایل عمده ی مشهور شدن حاج شیخ حسنعلی، کرامات بی شمار وی بوده است که خاص و عام به طور مستقیم شاهد آن بوده اند، به نحوی که آیت الله مرعشی نجفی در کتاب «المسلسلات فی الإجازات» جلد 2 در این باره می نویسند: «او در بین مردم به مستجاب الدعوه بودن شناخته شده بود و بسیاری از حاجت مندان و بیماران به او پناه می بردند؛ پس او برای آن ها دعا می کرد یا برای آن ها دعاها و حرزهایی می نوشت و به این وسیله گرفتاری آن ها را برطرف می شد و بیماران آن ها شفا می یافتند...

رهایی از دام قوش آبادی، در یک لحظه!
درباره ی یک نمونه از کرامات ایشان از مرحوم سید ابوالقاسم هندی نقل شده است که وی فرموده است: «روزی در خدمت حاج شیخ حسنعلی به کوه (معجونی) از کوهپایه های مشهد رفته بودیم. در آن هنگام مردی یاغی به نام محمد قوش آبادی که موجب ناامنی آن نواحی گردیده بود از کناره کوه پدیدار شد و اخطار کرد که: اگر حرکت کنید، کشته خواهید شد!
در این بین مرحوم حاج شیخ به من فرمودند: وضو داری؟ عرض کردم: آری.
آن گاه دست مرا گرفتند و گفتند: چشم خود را ببند، پس از چند ثانیه که بیش از دو سه قدم راه نرفته بودیم فرمودند: چشمانت را باز کن؛ و چون چشم گشودم، دیدم که که نزدیک دروازه ی شهر می باشیم!
بعدازظهر آن روز، خدمت ایشان رفتم و فرمودند: قضیه صبح را با کسی در میان نگذاشتی؟ گفتم: خیر.
سپس ایشان فرمودند: تو باید زبانت را در اختیار داشته باشی و بدان که تا من زنده ام، از این ماجرا نزد کسی سخنی نگویی، وگرنه موجب مرگ (نابهنگام) خود خواهی شد!

آگاهی از باطن دو فرد شراب خوار و تارک الصلاة
فرزند بزرگوار شیخ حسنعلی در روایتی دیگر می نویسد؛ روزی دو تن از کسبه بازار مشهد برای من تعریف کردند که: از تنگی معشیت سخت در فشار بودیم و برای رفع این گرفتاری تصمیم گرفتیم تا به حضور حاج شیخ حسنعلی اصفهانی شرفیاب شویم. وقتی رسیدیم، دیدیم که جماعتی در انتظار و در نوبت بودند و ما هم منتظر نشستیم. اما ناگهان حضرت شیخ ما دو تَن را از میان آن گروه، به نزد خود طلبید و به یکی از ما فرمودند: تو باید کاری بکنی ولی نمی کنی، و به دیگری فرمودند: تو کاری که نباید بکنی؛ انجام می دهی. بروید و به وظیفه خود عمل نمایید تا وضع شما سر و سامان پیدا کند. اعتراف می کنیم که یکی از ما نماز نمی گزارد و آن دیگری شراب می نوشید. پس از آن به توصیه حاج شیخ وظایف خود را مراعات نمودیم و در اثر آن، معیشت ما از تنگی به وسعت و افزایش رزق و روزی تبدیل گردید

رفع غده های سرطانی با خاک مزار شیخ!
بی تردید، افراد دارای جایگاه و مقام در نزد پروردگار، پس از فوت خود نیز واسطه ی خیر میان بندگان با ذات اقدس الهی می گردند و شاید یکی از گزارش های جالب و مستند، روایت زیر باشد به نحوی که در کتاب نشان از بی نشانی، جلد 2 آمده است که؛ شخصی از اهالی یزد برای فرزند شیخ حسنعلی نقل نموده است: چندی قبل یکی از دوستانم مبتلا به سرطان غده گردن شد و دکترها گفتند باید عمل کند. این شخص تصمیم گرفت تا ابتدا به مشهد مشرف شود و بعد برای عمل آماده گردد.
هنگامی که مشرف می شود، در صحن مطهر افراد زیادی را می بیند که پشت پنجره فولاد برای رفع بیماری های خود به حضرت متوسل شده اند و دخیل بسته اند. در این حال حضور حضرت عرض می کند: آقا من آمده ام از شما شفای بیماری خود را بگیرم، ولی در حال حاضر مرا شفا ندهید و در عوض این بیماران را شفا عنایت فرمایید. پس از گفتن این جملات با دلی شکسته سر مقبره حاج شیخ حسنعلی می رود و فاتحه می خواند و عرض می کند، من از امام رضا (ع) استدعا نمودم که مرا شفا ندهد و در عوض این بیماران را که دخیل بسته اند را شفا دهد. حال آمده ام و شفای خود را از شما می خواهم؛ و دست روی قبر مالیده و از خاکِ رویِ سنگ به گردن خود و روی غده ها می مالد. بعد از یکی دو روز غده ها به کلی از بین می رود. وقتی که به طهران برمی گردد و نزد طبیب خود که گویا فرد حاذقی نیز بوده است می رود، مقایسه عکس ها سبب تعجب پزشک می شود و می پرسد چه کردی که خوب شدی؟ غده ها چه شد؟ ولی وی هیچ نگفته و آن راز را در سینه خود نگه می دارد!

منابع:
1- مقدادی اصفهانی، علی. نشان از بی نشان ها. تهران: جمهوری، 1375، جلد 1 و 2.
2-
فروغی، نعمت الله. گلشن ابرار، قم: نورالسجاد، 1386، جلد 6.
3-
احمدی جلفایی، حمید. 40 قطب عرفانی، قم: نسیم ظهور، 1391.
4- م. کدخدازاده، ر. عباسی. کشف و کرامات عارفان، قم: بیت الاحزان، 1390.

  • محمد مزینانی