هدایت

معارف اسلامی

هدایت

معارف اسلامی

بایگانی
  • ۰
  • ۰


مقام معظم رهبری (مدظله العالی)

عیدغدیررافرموده اندعیدالله الاکبرازهمه اعیادموجوددرتقویم اسلامی این عیدبالاتراست ،پرمغزتراست تاثیراین عیدازهمه اعیادبیشتراست. چرا؟چون تکلیف امت اسلامی درزمینه هدایت ،درزمینه حکومت در این حادثه غدیرمعین شده است .حرفی نیست که برطبق توصیه پیامبراعظم درغدیرعمل نشد پیغمبر  هم طبق بعضی ازروایات خبرداده بودکه عمل نخواهدشداما مسئله غدیرمسئله ایجادیک شاخص ،یک معیارومیزان است تاآخردنیامسلمانان می تواننداین شاخص را،این معیارراجلوخودشان قراربدهندوتکلیف مسیرعمومی امت رامعین کننداینکه پیغمبراکرم حساس ترین زمان رابرای اعلام مسئله ولایت انتخاب کرداین انتخاب پیغمبرنبودانتخاب خدای متعال بودازطرف پروردگاروحی رسیدبلغ ماانزل الیک من ربک نه اینکه پیغمبرمسئله امامت وولایت راازسوی پروردگارقبلا نمی دانست .چراازاول بعثت برای پیغمبر مسئله روشن بودبعدهم حوادث گوناگون این 23 سال آنچنان این حقیقت راعریان کردوآشکارکردکه جای تردیدی باقی نمی گذاشت اما اعلان رسمی بایددرحساس ترین زمان اتفاق می افتاد،واتفاق افتادبه دستورپروردگاربلغ ماانزل الیک من ربک وان لم تفعل فمابلغت رساتک یعنی این یک رسالت الهی است که بایدبگویی بعدهم که درغدیرخم درنزدیکی جحفه نبی مکرم مردم رامتوقف کردندکاروانهای حجاج راجمع کردندواین مطلب رااعلام کردندآیه شریفه آمدکه الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی نعمت کامل شد،دین کامل شددرسوره مبارکه مائده قبل ازآیه الیوم اکملت لکم دینکم این آیه مبارکه است الیوم یئس الذین کفروامن دینکم فلاتخشوهم واخشونی امروز روزیاس ونومیدی دشمنان است یعنی معیارمشخص شد،شاخص معلوم شد.امت هروقت بخواهند،هروقت چشم خودرابرحقیقت بازکنندشاخص راخواهنددید،معیاررامشاهده خواهندکرد،تردیدی باقی نخواهدماند.اهمیت غدیراین است.

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


هفت گفتار از امام هادی علیه السلام

طلیعه

حضرت امام علی النقی علیه السلام در نیمه دوم ماه ذی الحجه، سال 212 ق در اطراف مدینه و در منطقه «صریا» چشم به جهان گشود. پدر گرامی اش حضرت جواد علیه السلام و مادر ارجمندش سمانه مغربیه از بانوان با فضیلت تاریخ می‌باشد. مشهورترین القاب آن گرامی نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب، متوکل و عسکری است و در برخی منابع «ابوالحسن الثالث» و «فقیه عسکری» نیز گفته‌اند.

آن بزرگوار در سال 220 و در هشت سالگی به مقام خطیر امامت نائل گردید و به مدت 33 سال رهبری اهل ایمان را عهده دار بود. امام هادی علیه السلام دوران امامت خویش را با خلفاء ستمگر عباسی همچون معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز سپری کرد.

به مناسبت ولادت آن رهبر والای شیعیان جهان به فرازهایی از گفتارهای هدایتگرش گوش جان می‌سپاریم.

عظمت باری تعالی

شناخت وجود خداوند و اوصاف جلال و جمال باری تعالی در حد شایستگی هر انسانی، به غیر از طریق اهل بیت علیهم السلام امری ناممکن است؛ گرچه هر کسی نسبت به فراخور استعدادش خداوند را می‌شناسد و به او ایمان می‌آورد؛ اما بیان عظمت حق از زبان اهل بیت علیهم السلام جلوه ای دیگر دارد و آنان کامل ترین و مطمئن ترین منبع وحی و سرچشمه توحیدند. امام هادی علیه السلام در تبیین صفات خداوند می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُوصَفُ إِلَّا بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَنَّی یُوصَفُ الَّذِی تَعْجِزُ الْحَوَاسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاْءَوْهَامُ أَنْ تَنَالَهُ وَ الْخَطَرَاتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاْءَبْصَارُ عَنِ الاْءِحَاطَةِ بِهِ نَأَی فِی قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِی نَأْیِهِ کَیَّفَ الْکَیْفَ بِغَیْرِ أَنْ یُقَالَ کَیْفَ وَ أَیَّنَ الاْءَیْنَ بِلَا أَنْ یُقَالَ أَیْنَ هُوَ مُنْقَطِعُ الْکَیْفِیَّةِ وَ الاْءَیْنِیَّةِ الْوَاحِدُ الاْءَحَدُ جَلَّ جَلَالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ؛(1)

خداوند متعال توصیف نشود، جز بدانچه خود وصف کرده است و چگونه توصیف می‌شود آن وجودی که حواس مخلوقات از درکش ناتوان است و اوهام و خیالات به آن نمی‌رسند و تصور و اندیشه ها به حقیقتش آگاه نمی‌گردند و در افق نگاه چشمها نگنجد! او با همه نزدیکی دور است و با همه دوری اش نزدیک. چگونگی را پدید آورد و خودش چگونه نیست. مکان را آفرید، ولی خود مکانی ندارد و از چگونگی و مکان داشتن جداست. یگانه است و بی همتا. با شکوه است و نامها و اسمائش همه مقدس‌اند و پاک

سعدی در بوستان در توضیح این معنا سروده است:

جهان متفق بر الهیتش  فرو مانده از کنه ماهیتش

نه ادراک بر کنه ذاتش رسد  نه فکرت به غور صفاتش رسد

بشر ماورای جلالش نیافت  بصر منتهای جمالش نیافت

نه هر جای مرکب توان تاختن  که جاها سپر باید انداختن

نه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهم  نه در ذیل وصفش رسد دست فهم

در این بحر جز مرد داعی نرفت  گمان شد که دنبال راعی نرفت

چه شبها نشستم در این سیر گم  که دهشت گرفت آستینم که قُم

شکوه بندگی

از منظر فرهنگ متعالی توحید، عبودیت و بندگی حضرت حق تعالی است که بالاتر از آن مقامی برای مخلوق متصور نیست:

بلندی بایدت افکندگی کن        خدا را باش و کار بندگی کن

امام دهم علیه السلام در تبیین مقام بندگی می‌فرماید:

«مَنِ اتَّقَی اللَّهَ یُتَّقَی وَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ یُطَاعُ وَ مَنْ أَطَاعَ الْخَالِقَ لَمْ یُبَالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقِینَ وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخَالِقَ فَلْیَیْقِنْ أَنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقِین؛(2) هر که از نافرمانی خدا بپرهیزد، [مردم] از نافرمانی او پرهیز کنند و هر کس خدا را اطاعت کند، [دیگران] از او اطاعت می‌کنند و کسی که از دستورات خالق فرمان برد، هیچ باکی از خشم مخلوقین نخواهد داشت و هر کس خالق را به خشم آورد، او باید بداند که از خشم مردم در امان نخواهد بود

گرت این بندگی تمام شود        چرخ و انجم ترا غلام شود

مقام عبودیت و بندگی آن چنان اهمیت دارد که امیر مؤمنان علی علیه السلام در این زمینه به بندگی خود در برابر خداوند متعال افتخار می‌کرد و می‌فرمود: «إِلَهِی کَفَی بِی عِزّا أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْدا وَ کَفَی بِی فَخْرا أَنْ تَکُونَ لِی رَبّا أَنْتَ کَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِی کَمَا تُحِبُّ؛(3) پروردگارا! این عزت برای من بس است که بنده تو باشم و بالاترین افتخار برای من آن است که تو پروردگار من باشی. تو همان گونه ای که دوست دارم. پس مرا آن طوری که دوست داری، قرار ده

ریشه ها و نتایج تکبر

در سیره تربیتی امام هادی علیه السلام برای تربیت نفوس و زدودن صفات ناپسند از وجود آدمی به زمینهها و ریشه های خودپسندی اشاره شده است. آن حضرت می‌فرماید: «مَنْ اَمِنَ مَکْرَ اللَّهِ وَ أَلِیمَ أَخْذِهِ تَکَبَّرَ حَتَّی یَحِلَّ بِهِ قَضَاوُهُ وَ نَافِذُ أَمْرِهِ وَ مَنْ کَانَ عَلَی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ هَانَتْ عَلَیْهِ مَصَائِبُ الدُّنْیَا وَلَوْ قُرِضَ وَ نُشِرَ؛(4) هر کس از مکر و مؤاخذه دردناک خداوند، خود را در امان احساس کند، تکبر می‌ورزد تا اینکه با قضا و تقدیر خداوند مواجه گردد؛ اما انسانی که بر دلیل روشنی از پروردگارش دست یافته است، مصیبتهای دنیا بر او سخت نخواهد بود؛ گرچه قطعه قطعه شده و [اجزاء بدنش] پراکنده شود

طبق این رهنمودِ ارزشمند، هر شخصی در راه رسیدن به تکامل و مقام والای انسانیت لازم است که هرگز از وجود خداوند متعال و محاسبه و مؤاخذه اش غفلت نکند. غفلت از خداوند و روز معاد، انسان را به انواع مفاسد دچار می‌کند و در حقیقت از خدا فراموشی به خود فراموشی تنزل یافته، هدف خود را در زندگی گم می‌کند. چنین فرد غافلی از خود هرگز نمی‌پرسد که:

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود         به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم

اما اگر انسان خود را در پرتو نور الهی قرار دهد و از نسیم رحمت حق بهره ور گردد، هرگز در مقابل حوادث و مصائب دنیوی مغلوب نمی‌گردد؛ چرا که به پشتوانه ای قوی همچون نیروی حق تکیه زده و در حصاری محکم پناه گرفته است.

بنابراین، ریشه مهم لغزشها، خطاها و آلوده شدن به صفات ناپسند، همان غفلت از خداوند و خود فراموشی است که اشخاص را از رسیدن به اهداف والای انسانی باز می‌دارد.

امام دهم علیه السلام در روایتی دیگر به عواقب زیانبار صفت ناپسند تکبر اشاره کرده و در این مورد هشدار داده و فرموده است: «مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُونَ عَلَیْهِ؛(5) هر کس از خود راضی باشد، غضب کنندگان بر او بسیار خواهند شد

صفت تکبر انسان را نه تنها در معرض خشم مردم، بلکه مورد غضب خداوند نیز قرار می‌دهد که در قرآن فرمود: «إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ»؛(6) «خداوند گردنکشان [و متکبران] را دوست ندارد

عذاب جهنم و محرومیت از الطاف الهی از دیگر رهاوردهای تکبر است.

خویشتن را بزرگ می‌بینی؟         راست گفتند یک دو بیند لوچ

در روایت آمده است که روزی حضرت سلیمان بن داود علیهماالسلام امر کرد که تمام پرندگان و انس و جن به همراه او بیرون آمده، در بساط شگفت انگیز سلیمان علیه السلام جای گیرند. دویست هزار نفر از بنی آدم و دویست هزار نفر از جنیان با او بودند. بساط او به قدری بلند شد که صدای تسبیح ملائکه را در آسمانها شنید. سپس بساط او آن قدر پایین آمد که کف پایش به دریا رسید. در آن حال، ندایی آسمانی به اصحاب سلیمان علیه السلام گفت: اگر در دل فرمانروای شما (سلیمان علیه السلام) ذره ای تکبر بود، بیشتر از آنچه بلند کرده اند، او را به زمین فرو می‌بردند.(7)

ز خاک آفریدت خداوند پاک        پس ای بنده افتادگی کن چو خاک

تواضع سر رفعت افرازدت         تکبر به خاک اندر اندازدت

ارزش علم و دانش

کسب علم و دانش از مهم ترین شیوه های رسیدن به قله کمال است و انسان بدون علم ره به جایی نمی‌برد. امام دهم علیه السلام بر این باور بود که برای نیل به مقاصد عالی انسانی لازم است که افراد به دنبال دانش و معرفت باشند؛ چرا که بدون آگاهی هیچ رهروی به مقصد نرسد.

آن رهبر فرزانه در گفتاری ارزشمند می‌فرماید: «إِنَّ الْعَالِمَ وَ الْمُتَعَلِّمَ شَرِیکَانِ فِی الرُّشْدِ؛(8) دانشمند و دانشجو هر دو در رشد و هدایت شریک‌اند.» اگر علماء و متفکران جامعه تلاش نکنند و عموم مردم نیز به دنبال آموزش نباشند، سطح افکار مردم رشد نمی‌یابد و پیشرفت صورت نمی‌گیرد.

شرف و قیمت و قدر تو به فضل هنر و است  نه به دیدار و به دینار و به سود و به زیان

اساسا برای تهذیب نفس و پیمودن راه کمال، علماء اخلاق، معرفت و کسب آگاهی را از عوامل مؤثر در روح و روان آدمی می‌دانند. آری، دانش انسان را به خطرات راه آگاه می‌کند و عظمت و عزت خداوندی را به یاد می‌آورد و انسان شایسته هر قدر علم و دانشش بالاتر باشد، تواضع و صفات حمیده در وجودش بیشتر شکوفا می‌گردد. انسان کمال خواه با معرفت به ناتوانی و مقام پایین خود و اطلاع از عظمت حق و شکوه و جلال کبریایی اش در راه رشد و تهذیب گام برمی دارد.

امام هادی علیه السلام ارزش دانشمندان را بالاتر از خود علم و دانش می‌دانست و می‌فرمود: «أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حَامِلُهُ؛(9) دانشمند از دانش برتر است.» البته علم و دانش بعد از غلبه صفات زشت و فساد افراد تأثیرگذاری اندکی دارد؛ چنان که حضرت علی النقی علیه السلام فرمود: «اَلْحِکْمَةُ لَا تَنْجَعُ فِی الطِّبَاعِ الْفَاسِدَةِ؛(10) حکمت در طبیعتهای فاسد سودی نمی‌بخشد

موقعیت ممتاز مکانهای مقدس

در بینش توحیدی اسلام، انسان هر لحظه و در هر زمان و مکان در محضر خداست؛ اما خداوند متعال برای تقرب بیشتر بندگانش و برای آسایش و آرامش آنان، زمانها و مکانهایی را معین کرده است که ویژگی خاصی دارند.

امام علی النقی علیه السلام با اشاره به موقعیت ممتاز اماکن مقدس فرمود:

«اِنَّ لِلَّهِ بُقَاعا یُحِبُّ اَنْ یُدْعَی فِیهَا فَیَسْتَجِیبُ لِمَنْ دَعَاهُ وَ الْحَیْرُ مِنْهَا؛(11) خداوند مکانهای مقدسی دارد که دعا در آن جاها را دوست می‌دارد. پس هر کس در آن مکانها او را بخواند، اجابتش می‌کند و حائر حسینی علیه السلام یکی از آنهاست

در این سخن، پیشوای دهم نکات مهمی را مورد توجه قرار داده و به مشتاقان فرهنگ اهل بیت علیهم السلام گوشزد کرده است: نخست به ارزش این مکانهای شریف پرداخته و آنها را بقعه های خدایی نامیده، سپس اهمیت دعا و استجابت آن را در این مکانها مورد تأکید قرار داده و در آخر، مزار دلربای حضرت سید الشهداء علیه السلام، را از مصادیق بارز بقاع الهی و محل استجابت دعای بندگان شمرده است.

امام هادی علیه السلام در کلام دیگری عظمت بارگاه امام حسین علیه السلام را این گونه بیان می‌کند: «هر کس از منزل خود به قصد زیارت بارگاه حضرت حسین علیه السلام حرکت کند و به نزد فرات برسد و در آنجا غسل کند، از رستگاران نوشته می‌شود و هر گاه به امام حسین علیه السلام سلام کند، از سعادتمندان محسوب می‌گردد و اگر از نماز زیارت فارغ شد، فرشته ای از سوی خداوند متعال به او می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله به تو سلام می‌رساند و می‌گوید: تمام گناهانت بخشوده شد، اعمال را از نو شروع کن!»(12)

روزگار ناسازگار

گاهی این نکته به ذهن می‌آید که آیا واقعا برخی زمانها، مکانها و یا عوامل و حوادث طبیعی در زندگی انسان دخالت دارند؟ آیا بدی و خوبی و شوم بودن را می‌توان به روزها و روزگاران نسبت داد؟ امام هادی علیه السلام پاسخ این پرسش را به یکی از یارانش توضیح داد.

حسن به مسعود می‌گوید: به محضر مولایم حضرت ابوالحسن الهادی علیه السلام رسیدم. در آن روز چند حادثه ناگوار و تلخ برایم رخ داده بود؛ انگشتم زخمی شده و شانه ام در اثر تصادف با اسب سواری صدمه دیده و در یک نزاع غیر مترقبه لباسهایم پاره شده بود. به این خاطر، با ناراحتی تمام در حضور آن گرامی گفتم: عجب روز شومی برایم بود! خدا شرّ این روز را از من باز دارد! امام هادی علیه السلام فرمود: «یَا حَسَنُ هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِی بِذَنْبِکَ مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ؛ ای حسن! این [چه سخنی است که می‌گویی] با اینکه تو با ما هستی، گناهت را به گردن بی گناهی می‌اندازی! [روزگار چه گناهی دارد!]»

حسن بن مسعود می‌گوید: با شنیدن سخن امام علیه السلام به خود آمدم و به اشتباهم پی بردم. گفتم: آقای من! اشتباه کردم و از خداوند طلب بخشش دارم. امام فرمود: ای حسن! روزها چه گناهی دارند که شما هر وقت به خاطر خطاها و اعمال نادرست خود مجازات می‌شوید، به ایام بدبین می‌شوید و به روز بد و بیراه می‌گویید!

حسن گفت: ای پسر رسول خدا!، برای همیشه توبه می‌کنم و دیگر عکس العمل رفتارهایم را به روزگار نسبت نمی‌دهم. امام در ادامه فرمود: «یَا حَسَنُ اِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمُثِیبُ وَ الْمُعَاقِبُ وَ الْمُجَازِی بِالاْءَعْمَالِ عَاجِلاً وَ آجِلاً؛ ای حسن! به طور یقین خداوند متعال پاداش می‌دهد و عقاب می‌کند و در مقابل رفتارها در دنیا و آخرت مجازات می‌کند.»(13)

شیوه حفظ دوستان

از منظر امام دهم علیه السلام یکی از ویژگیهای اولیاء خدا و انسانهای صالح عفو و گذشت و پذیرش عذر دیگران است.

ایوب بن نوح می‌گوید: آن حضرت طی نامه ای به یکی از یاران ما که موجب ناراحتی شخصی شده بود، توصیه کرد که برو از فلانی عذر خواهی کن و بگو: «إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْرا إِذَا عُوتِبَ قَبِلَ؛(14) اگر خداوند خیر بنده ای را بخواهد، [او را حالتی عطا می‌کند که] هرگاه از او عذر خواسته شد، می‌پذیرد.» تو نیز عذر ما را بپذیر!

برای پاسداری از حریم دوستان نیک نباید در باره آنان سخت گیری کرد، بلکه باید در موارد لغزش و خطایشان عفو و گذشت پیشه کرد و عذرشان را پذیرفت؛ زیرا اگر به بهانه های ساده، انسان دوستان خود را طرد کند و از خود دور سازد، به مرور زمان غریب و تنها خواهد ماند و مخالفانش افزایش می‌یابند؛ در حالی که دوستان خوب بازوی نیرومندی در زندگی افراد به شمار می‌آیند. لقمان حکیم به فرزندش سفارش می‌کرد که: «یَا بُنَیَّ اتَّخِذْ أَلْفَ صَدِیقٍ وَ أَلْفٌ قَلِیلٌ وَ لَا تَتَّخِذْ عَدُوّا وَاحِدا وَ الْوَاحِدُ کَثِیرٌ؛(15) فرزندم هزار دوست بگیر و البته هزار کم است و یک دشمن برای خودت درست نکن که یکی هم زیاد است

بنابراین، برای رسیدن به سعادت و توفیق در زندگی، انسان باید از دوستان خوب محافظت کند و با اختلاف کوچک و جزئی و لغزشهای ساده نباید آنان را از دست بدهد، بلکه شیوه اهل بیت علیهم السلام را در نظر بگیرد و از گناهانشان بگذرد. اگر عذر خواهی کردند، بپذیرد و عفو و گذشت پیشه کند.

سعدی گفته:

با مردم سهل گوی دشوار مگوی  با آن که درِ صلح زند جنگ مجوی

پی نوشت:

1. تحف العقول، ص 482؛ الکافی، ج 1، ص 138.

2. تحف العقول، ص 482.

3. بحارالانوار، ج 74، ص 402.

4. تحف العقول، ص 483.

5. بحارالانوار، ج 69، ص 316.

6. نحل / 23.

7. معراج السعاده، ص 270؛ محجة البیضاء، ج 6، ص 213.

8. کشف الغمه، ج 2، ص 386.

9. اعلام الدین، ص 311.

10. همان.

11. تحف العقول، ص 482.

12. کامل الزیارات، ص344.

13. بحارالانوار، ج 56، ص 2.

14. مستدرک الوسائل، ج 8، ص 329

15. وسائل الشیعه، ج12، ص 16.

مبلغان؛ شماره 74

ماخذ:سایت تبیان 

تهیه:ح.عسگری

تنظیم:س.آقازاده

 

 

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


مسترهمفر جاسوس انگلیسی می نویسد:

 

زنان آنان دارای حجاب محکم هستندکه نفوذدرمیانشان ممکن نیست به هروسیله ای که شده بایدزن مسلمان راازحجاب اسلام خارج کردوبی حجابی رادربین مسلمانان رایج شودوابتدابرای گول زدن آنها (برای این)که حجاب راکناربگذارندبایدبه آنهاتفهیم گرددکه حجاب به صورت چادروعبامربوط به اسلام نیست .

جنگ برضداسلام گرایی باکشتن مسلمانان فایده ای نداردفقط بافاسدکردن آنا می توان به پیروزی دست یافت پس بایدبه جای بمب برسرمسلمانان دامن های کوتاه فروبرزیزیم.

 حکایت کشف حجاب موسسه فرهنگی نصرولایت

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


بسم الله الرحمن الرحیم

کلامی گهربارازامیرالمومنین علی علیه السلام درنهج البلاغه :ایمانتان راباصدقه دادن حفظ کنید،اموالتان رابازکات دادن درامان نگه دارید،بادعاکردن بلاهاراازخودتان دفع نمائید.آیه الله مجتهدی تهرانی می فرمود سعی کنید هرروزدعا وزیارت آن روزراکه درمفاتیح الجنان است رابخوانیدضمنا روزشنبه یک صدمرتبه صلوات برای شادی روح آقا رسول الله صل الله علیه وآله وسلم هدیه نمائیدیکشنبه 200 صلوات برای شادی روح امیرالمومنین وحضرت زهرا علیهماالسلام هدیه نمائیدروزدوشنبه 200صلوات برای شادی روح امام حسن مجتبی وامام حسین علیهما السلام هدیه نمائیدوروزسه شنبه 300صلوات برای شادی روح امام زین العابدین وامام باقروامام صادق علیهم السلام هدیه نمائید و روز چهارشنبه 400صلوات برا ی شادی روح امام کاظم وامام رضا وامام جواد و امام هادی علیهم السلام هدیه کنیدوروزپنجشنبه یکصدمرتبه صلوات برای شادی روح امام حسن عسکری هدیه نمائیدوروزجمعه یک صدمرتبه صلوات برای سلامتی وفرج امام زمان علیه السلام هدیه کنید.

ضمنا اگرمشکلی برایتان پیش آمد1000 مرتبه صلوات نذرمادرامام زمان حضرت نرجس خاتون نمائیدتامشکلتان مرتفع گردد.

ماخذ:بخشی ازسخنرانی مرحوم حضرت آیه الله احمد مجتهدی تهرانی (اعلی الله مقامه الشریف)

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


بسم الله الرحمن الرحیم

 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه چهارم تیر 1392 توسط نجیبه

"یادم می آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی   

 صورت گرفته بود. به طوری که از بیمارستان های صحرایی

 هم مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند. 

 اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود. در بین همه آنها،  

 وضع یکیشان خیلی بدتر از بقیه بود. رگ هایش پاره پاره 

شده بودو با این که سعی کرده بودند زخم هایش را ببندند،

 ولی خونریزی شدیدی داشت.

مجروحان را یکی یکی به اتاق عمل می بردیم و منتظر می ماندیم

تا عمل تمام شود و بعدی را داخل ببریم. وقتی که دکتر اتاق

  عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل

 و برای جراحی آماده اش کنم.

 من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را

 در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم. همان موقع

که داشتم از کنار او ردمی شدم تا بروم توی اتاق و چادرم

را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه ای بود

  به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده 

و سخت گفت: من دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری            

      ما برای این چادر داریم می رویم...

 

چادرم در مشتش بود که شهید شد...  

از آن به بعد

در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم".

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰

شهادت پنجمین اخترتابناک آسمان امامت وولایت حضرت باقرالعلوم علیه السلام راتسلیت می گوئیم  درروزشهادت آن بزرگوارسه حدیث گهربارآن حضرت راعرض می کنیم انشاءالله خداوندبزرگ توفیق عمل به فرمایشات ائمه معصومین علیهم السلام رابه همه مرحمت فرماید.
قال الباقرعلیه السلام:ان الله خبا ثلاثه فی ثلاثه خبارضاه فی طاعته ،فلاتحقرن من الطاعه شیئا فلعل رضاه فیه،وخباسخطه فی معصیته فلاتحقرن من المعصیه شیئا،فلعل سخطه فیه وخبااولیائه فی خلقه فلاتحقرن احدا،فلعله الولی. بحارالانوارجلد78 ص188

امام باقرعلیه السلام فرمودخداوندمتعال سه چیزرادرسه چیزمخفی نموده است رضای خودش رادراطاعتش مخفی نموده لذا هیچ طاعتی رانبایدکوچک شمردشایدرضایت خداوندمتعال درآن باشد.خشم وغضبش رادرمعصییت الهی پنهان نموده لذا هیج معصیتی رانبایدکوچک شمردشایدخشم وغضب الهی درآن قرارداشته باشد.واولیاء خودرادربین مردم مخفی قرارداده لذانبایداحدی راکوچک شمردشایداویکی ازاولیای الهی باشد.

 

قال الباقرعلیه السلام :من عمل بما یعلم علمه الله مالم یعلم .بحارالانوارجلد78 ص189

امام باقرعلیه السلام فرمودکسی که به دانسته های خودش عمل کندخداوندمتعال علم آنچه رانمی داندبه اوتعلیم می فرماید.

 

قال الباقرعلیه السلام :من کان ظاهره ارجح من باطنه خف میزانه .بحارالانوارجلد78 ص 188

امام باقرعلیه السلام فرمودکسی که ظاهرش ازباطنش بهترباشددرقیامت نامه عملش سبک خواهدبود.

 لذاشاعرچه زیبا می گویدنیک باشی وبدت پندارند/به ازآنکه بدباشی ونیکت خوانند.

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


 

 

در بین مراجع موجود کسی حکم به جواز نداده و نوعاً یا فتوا به حرمت داده‏اند یا بنابر احتیاط واجب تراشیدن آن راجایز نمی‏دانند.

 احکام ریش تراشی
پرسش ۱. تراشیدن ریش تمام صورت با ماشین یا تیغ چه حکمی دارد؟
همه (به جز بهجت و صافی):تراشیدن ریش خواه با تیغ باشد یا ماشین بنابر احتیاط واجب حرام است.(۱)
صافی و بهجت:تراشیدن ریش حرام است.(۲)
پرسش ۲. آیا گذاشتن ریش پروفسوری کفایت می‏کند؟
امام، خامنه‏ای، بهجت، صافی، نوری و سیستانی:خیر، تراشیدن مقداری از ریش (دو طرف گونه‏ها) نیز حکم تراشیدن تمام آن را دارد.(۳)
تبریزی، مکارم و فاضل:اگر چانه و اطراف آن (یک چهارم صورت) تراشیده نشود، به طوری که در وقت مواجهه صدق کند ریش دارد، کفایت می‏کند.(۴)
پرسش ۳. منظور از صدق ریش چیست؟
همه:منظور آن است که در عرف مردم به آن ریش بگویند.(۵)
پرسش ۴. آیا منظور از تراشیدن ریش همان تیغ زدن است یا ماشین‏های نمره پایین را هم شامل می‏شود؟
همه:هر وسیله‏ای که موهای صورت را بتراشد به گونه‏ای که عرف مردم بگویید ریش ندارد، خواه با تیغ باشد یا ماشین و یا هر ابزاردیگری.(۶)
پرسش ۵. گذاشتن خط ریش چه حکمی دارد؟
همه:تراشیدن روی گونه‏ها (بصورت خط ریش) اشکال ندارد.(۷)
مجوز ریش تراشی
پرسش ۶. تراشیدن ریش با تیغ یا ماشین ریش‏تراشی برای هنرمندی که کارش آن را اقتضاء می‏کند چه حکمی دارد؟
همه:با توجه به اینکه می‏توان بوسیله گریم و مانند آن ریش صورت را به شکل تراشیده شده نمایان کرد، تراشیدن آن اشکال دارد.(۸)
پرسش ۷. افرادی که در اثر ریش گذاشتن احساس خارش می‏کنند و یا اینکه در محیطی بسر می‏برند که اگر آن را نتراشند گرد و غبار در لابلای موی صورتش جمع می‏شود وظیفه چیست؟
همه:مشکل یاد شده مجوز ریش تراشی نیست.(۹)
پرسش ۸. چنانچه گذاشتن ریش برای صورت ضرر داشته باشد تکلیف چیست؟
همه:در فرض مذکور، تراشیدن ریش صورت اشکال ندارد.(۱۰)
پرسش ۹. اگر انسان برای این که توهین مردم را نشنود، ریشش را بزند چه حکمی دارد؟
گذاشتن ریش برای مسلمانی که به دینش اهمیت می‏دهد باعث خواری و سرشکستگی نیست و با مسخره کردن دیگران، احکام خداوند عوض نمی‏شود. مگر آنکه استهزاء و خواری به حدی برسد که تحمل آن نزد عقلاء امر غیرعادی و حرج محسوب شود در این فرض می‏تواند ریش خود را بزند.(۱۱)
پرسش ۱۰. آیا برای این که انسان در بعضی محیطها انگشت نما نشود می‏تواند صورت خود را با تیغ بتراشد؟
همه:خیر.(۱۲)
پرسش ۱۱. آیا تراشیدن موهای کم صورت به منظور رشد و پرشدن آن اشکال دارد.
همه:اگر موهای صورت کم بوده به طوری که صدق ریش بر آن نکند، تراشیدن آن مانعی ندارد.(۱۳)
تراشیدن سبیل
پرسش ۱۲. حکم تراشیدن سبیل و بلند گذاشت آن چیست؟
تراشیدن آن اشکال ندارد ولی بلند نمودن آن به مقداری که هنگام خوردن و آشامیدن با غذا یا آب برخورد کند مکروه است.(۱۴)
----------------------
پی نوشت ها:
۱) امام، استفتاءات، ج ۲، مکاسب محرمه، س ۷۹؛ نوری، استفتاءات، ج ۱، س ۴۹۲ و ۴۹۳؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۷۵۰ و ۷۵۳؛ تبریزی، استفتاءات، س ۱۰۸۹ و ۱۰۹۶؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۹۵۷ و ۹۵۵؛ سیستانی، سایت، ریش تراشی، س ۱ و ۳؛ خامنه‏ای، اجوبة، س ۱۴۲۱ و ۱۴۱۶؛ دفتر:وحید.
۲) صافی، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۷۴۰ و ۱۷۴۲؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م ۴.
۳) امام، استفتاءات، ج ۲، مکاسب محرمه، س ۸۴؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳،
م ۴۳؛ خامنه‏ای، اجوبة، س ۱۴۱۳؛ سیستانی؛ سایت، ریش تراش، س ۱ و ۳؛ صافی، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۷۴۳؛ بهجت، توضیح‏المسائل، متفرقه، س ۴؛ نوری، استفتاءات، ج ۱، س ۴۹۲ و ۴۹۳.
۴) مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۷۵۱؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۹۵۵ و ج ۲، س ۹۴۱؛ تبریزی، استفتاءات، س ۱۰۸۷.
۵) تبریزی، استفتاءات، س ۱۰۹۱؛ دفتر:همه.
۶) امام، استفتاءات، ج ۲، مکاسب محرمه، س ۷۹؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م ۴؛ نوری، استفتاءات، ج ۱، س

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰

روایتی گهربارازفرمایشات معصومین علیهم السلام

6دسته ازمردم هستندکه خداآنهارالعنت می کندوملائکه هم آمین می گویند.

1- جوانی که موقع ازدواجش فرارسیده تمکن هم داردولی ازدواج نمی کند.

ازآینده می ترسداگربچه دارشدم چگونه مخارجشان راتامین کنم

یکی طفل دندان برآورده بود/پدرسربه فکرت فروبرده بود پدرش غصه می خوردازکجا به اونان بدهم من که ندارم زنش اوراموعظه کردوگفت غصه نخور ،هرآنکس که دندان دهدنان دهد

درروایت است که شرارموتاکم العزاب بدترین مرده ها ی شما جوانان بی زن هستند.

2- مردی که خودش رابه شکل زن درآورد.مثلا انگشترطلا به دست می کند،زنجیرطلا به گردن می آویزد،گیس می گذارد،زیرابروبرمی دارد.محاسنش راباتیغ می تراشداصلا خداوندمتعال چرابرای ما محاسن خلق کرده ؟چرابرای زنان محاسن خلق نکرده پس مابایدباخلقت خدامخالفت نکنیم ومحاسنمان راباتیغ نتراشیم زیراکسانی که خلقت خداراتغیرمی دهندموردلعن خداقرارمی گیرندولیغیرن خلق الله

3- زنی که خودش راشبیه مردنماید.مثلا کت وشلوارمی پوشدموهایش رامردانه می زندو...

4- کسی که دیگری رافریب بدهد.به گدامی گویدبیا به توپول بدهم بعدکه آن بنده خدامی آیدبه اومی گویدبروگردن کلفت کارکن

5- کسی که نابینایی رااذیت نماید.چشمش به نابینایی می افتدکه درمسیرخودش راه می رودبه اومی گویدمواظب باش ،مواظب باش آن بنده خدامسیرش راعوض می کندوسرش به دیوارمی خورد

6- کسی که به دیگری آدرس غلط بدهدواوراگمراه وسردرگم نماید.

 

بخشی ازفرمایشات مرحوم آیه الله مجتهدی تهرانی رحمه الله علیه

 

 

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


بسم الله الرحمن الرحیم

امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایدهرکس سحرگاهان 11مرتبه سوره مبارکه توحید(قل هوالله احد...)رابخوانددرآن روزگناه جدیدی ازاوسرنزنداگرچه شیطان راخوش نیاید.

ماخذ:رادیوقرآن

  • محمد مزینانی
  • ۰
  • ۰


امام صادق علیه السلام می فرمایدهرکس موقع خروج ازمنزل این دعارابخواندخداوندمتعال بهترین اموررابرای اوتقدیرمی کندبسم الله حسبی الله توکلت علی الله اللهم انی اسئلک خیر اموری کلها واعوذبک من خزی الدنیاوعذاب الاخره

به نام خدا کفایت می کندمراخدای متعال توکل برخدامی کنم خدایا تحقیقا ازتومی خواهم بهترین امورات رابرایم مقدرفرمایی وپناه می برم به توازرسوائی دردنیا وعذاب آخرت

دوستان گرامی پیشنهادمی شوداین دعای شریف رامکتوب نموده وبرروی درب خروجی منزلتان ازداخل نصب فرموده وبه خانواده عزیزتان توصیه نمائیدکه این دعای شریف رادرموقع خروج از منزل بخوانند. التماس دعا

  • محمد مزینانی